دخترباغبان

#دختر_باغبان 🌱

#پارت_86

+آها

ــ هنوز از دستم ناراحتی؟

+میخوای نباشم؟

ــ من فکر نمی‌کردم بخواطر من حالت بد بشه.

+حالا که شده میخوای چیکار کنی؟

ــ میدونم از دستم عصبانی ولی من...

+من چی؟
میخوای بگی که تو حق داشتی روم داد بزنی و تحقیرم کنی مگه نه؟

ــ اصلأ می‌ذاری من حرف بزنم؟

+میخوای چی بگی ها؟

ــ من دست خودم نبود اصلا حواسم نبود که دارم چی میگم و چیکار میکنم.

+باشه اصلا بهتره راجبش حرف نزنیم.
راستی کی مرخص میشم؟

ــ دکتر اومد خودش باید بگه که کی‌مرخص بشی.

دکتر:حالت بهتره؟

+آره
میتونم الان مرخص بشم؟

دکتر:با این وضعیتت؟

+من که خوبم.

دکتر: ولی قلبت خوب نیست شاید الآن خوب به نظر برسی ولی شاید خدایی نکرده سکته قلبی کنی و این سکته برای دختر ۱۶ساله ای مثل تو خوب نیست پس باید تا چند روز اینجا بمونی تا بفهمم که کاملآ بهبود پیدا کردی.
وشما آقای مین باید توی این چند روز بهش زیادی فشار نیارین و باهم دعوا نکنین چون احتمال سکته قلبی رو بالا می‌بره.
و اینکه تمام مدت مراقبش باشین.
خب من دیگه میرم بعداً میام بهت سر میزنم.

+باشه خیلی ممنونم.

ــ میبینی حتی دکترم میگه نباید دعوا کنی بعد من از موقعی که اومدم همش داری بهم میپری.

+ایشششش اصلا چرا گفت تو باید مراقبم باشی.

ادامه دارد...............🌱
دیدگاه ها (۰)

#دختر_باغبان 🌱#پارت_87ــ پس میخوای کی مراقبت باشه؟+خودم میتو...

#دختر_باغبان🌱#پارت_88ــ خجالت کشیدی؟هوم+ اروم چونمو گرفت و س...

#دختر_باغبان #پارت_85آروم سرمو به طرف دیگه برگردوندم که با ی...

#دختر_باغبان 🌱#پارت_84با احساس سوزش شدیدی توی دستم بیدار شدم...

سناریو

سناریو

𝓜𝔂 𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓡𝓸𝓼𝓮𝓶𝓪𝓻𝔂 𝓕𝓲𝓬پارت هشتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط