{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر خالم تعریف میکرد:

دختر خالم تعریف میکرد:
مانتو زرد پوشیدم رفتم بیرون
یه پسره از جلوم رد شد بهم گفت :شله زرد!
منم محلش نذاشتم بعد که یه خورده
رفتم جلوتر صدا کرد :خانوم؟
منم فک کردم میخاد چیزی بپرسه گفتم :بله؟
گفت :پشت کمرت با دارچین بنویس یا حسین
دیدگاه ها (۱۰)

نیازی ندارم خوب بودنم رو به کسی اثبات کنم ترجیح میدم برن تجر...

به سلامتی مادر ک خمیده ترین ایستاده ی دنیاست

یارو دوس دخترش زنگ زده با گریه میگه پویا میخوان منو از تو جد...

چرا کامنت بالا نميره مسئولين رسيدگى کنين بابا امروز تولدمه

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ18ویو تهیونگخیلی خسته بودم ميخواستم برم خ...

دوست دختر کوچولوی من

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱۲

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

کپشن مهمهههه🎀😂عروسک من😈🔞پارت پانزدهم بازومو ول کرد برگشتیم س...

✨REGRET✨PART: 11ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ[ویو لا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط