{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدرحال این شبهای من با حال شبهای خیابان جور است...تکه ای

چقدرحال این شبهای من با حال شبهای خیابان جور است...تکه ای ازسنگفرش خیابان و تکه ای از قلب من که حجم بودن تو راباید به تصویربکشد نیست...تو پشت پلک کدام قصه به خواب رفته ای که من هزار و یک شب تمام افسانه های عاشقانه را مرور کرده ام و تو هنوز نیامده ای ..فصل پنجم خوشبختی را در پیچ کدام کوچه گم کردم وقتی دستانم از گرمای دستان تو خالی شد...نمیدانی...وقتی تو نیستی چقدر شب اضافه می آید و تاریکی چقدر گسترده میشود روی معبد چشمهای من گویا راهبی در معبدی متروکه قدیسه ای را در لابه لای اوراد شبانگاهی گم میکند..تکه ای از سنگفرش خیابان و تکه ای از قلب من گم شده.....
دیدگاه ها (۷)

اجازه دارم بگویمت الهی العفو؟ اجازه دارم پناه ببرم به نگاه م...

شب قدر نزدیک است...خداوندا کمتر از آنم که نگاهم کنی و دستانم...

مرد ایران زمینم:دستان تو از دستان من زبرتر و پهن تر استصورتت...

سه ﺗﺎﺭﻡ .......ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ، ﮐﻤﯽ ﻧﺎﮐﻮﮎ ﻭ ﺑﺪ ﺣﺎﻟﻢﻣﺨﺎﻟﻒ ﻣﯿﺰﻧﻢ ...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌73نینا بی‌حرکت ایستاد.دست‌هاش ناخودآگاه ...

★彡   Part 70 彡★ بلاخره رفع دلتنگی کرد.با نفس نفس ازم جدا شد ...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

سناریو تهیونگ

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²²ویو لیلی ___دو هفته گذ...

پارت ۹۶ | «شبی که همه‌چیز عوض شد...»غروب روز بعد...بعد از پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط