part 29

part 29
عشق تلخ
#دنیا
داشت یواش یواش میومد سمتم.منم هی میرفتم عقب و عقب تر و هی جیغ میزدم
یهو به در بالکن برخورد کردم
سارا همش دره بالکنه تو اتاقو قفل میکرد ولی امروز یادش رفته بود.سرشو نزدیک صورتم گرفت تا شروع کنه
با گریه یه مشت محکم به شکمش زدم که افتاد رو زمین و بهش گفتم من تو همه این ۱۹ سال عمرم هر سختی رو بگی تجربه کردم حتی از تو بدتر فهمیدی این خاله ریزه کیه یا نه؟؟
دره بالکن باز کردم و سریع رفتم تو بالکن بالکن یه چند تا پله پیچ در پیچ داشت که به پارکینگ میخورد سریع از پله ها اومدم پایین دره پارکینگ باز کردم و سریع رفتم تو حیاط.بیردن از حیاط آزادی من بود.سریع درشو باز کردم و اون داشت دنبالم میدویید با اون لباس های پاره پوره((راهی نداشت بچه)) میدوییدم اون دنبالم بود و من با تمام توان میدوییدم
اصن حواسم به هیجا نبود که یهو یه ماشین با سرعت بهم خورد و بعد از اون دیه هیچی نفهمیدم
#سارا
اعصابم خورد بود. اون دختره نکبت تو کرج بود و من میخواستم برم تهران تا با رضا همچیو بهم بزنم و حالش بیارم سرجاش.وقت انتقام بود.تو اتوبان تهران_کرج با سرعت تمام روندم که یهو متوجه هیچی نشدم و
(سارا ماشینش خورد به گاردیل و یه ماشین با سرعت از روش رد شد ))
دیه خودتون میدونین چی شد دیه
ادامه دارد....
گفتم قراره خیلی حساس شه
شاید موضوع رمانتیک و جنایی و ... اینجا بیشتر شه
ادامه دارد
دیدگاه ها (۱۴)

پارت‍ـــ.. ــ۴ــ«رقص سایه ها»کامیل پوزخندی زد و گفت : ...

کپشن مهمه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت دوازدهم رفتم پایین سرمو دور تا دور...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۷رویاوقتی رسیدم قصر، هنوز گیج خوا...

KIM V

خوبببب کپشنننن🌚🎀عروسک من😈🔞پارت سی و ششچرا باید اینقدر درد بک...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

رومان عشق پنهانی (پارت4)

مافیای من

پارت ۷

Do I love him, or do I hate him?P¹⁶فکر نکنم جینا فهمیده باشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط