{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز به معنای واقعی کمبود یه مرد را توی زندگیم احساس کرد

امروز به معنای واقعی کمبود یه مرد را توی زندگیم احساس کردم،
کمبود دستهای محکم قوی و مردانه اش را
.
.
لامصب در شیشه مربارو هر کاری کردم باز نشد
دیدگاه ها (۱)

عشقم پاشو صبح شده!پاااشو تنبل! :)..بعضیا اینجوری از خواب ...

اینام واسه اجیا و داداشیای گلی که تا حالا هوامو داشتن و لایک...

دختر خالم 6 سالشه 1 کیلو تخمه گذاشته جلوش داره میخورهمیگم بذ...

بچه که بودم زنگ زدم ۱۱۸ فوت کردمبعد خانومه گفت تلفن شما کنتر...

توی زندگیم همیشه سیب زمینی بودم ..‌‌..اره نه پس فکر کردین فل...

اخخخخخخ لامصب یه جوری از پشت زد به باسن مبارک خرسه که باز خو...

سرنوشت(ویو رایا)آروم چشمامو باز کردم.سرم درد می‌کرد و دستام ...

★彡   Part 69 彡★ دهنم باز موند.یه لحظه به معنای واقعی کلمه هن...

ادامه پارت 156رفتم لب پنجره قصر انگار اروم بود....اروم چه وا...

پارت ۲۲دید یه مرد چاقویی گذاشته زیر گردن جیمین و جیمین نمیتو...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 164♡⁠。⁠)⁩اروم ک...

I can be myself with himPart⁸⁶ساعت دو نصفه شب بود..تقریبا طر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط