اسم دیدار

اسم: دیدار 🍷
p¹²

ویو ا/ت:
سمت ماشین رفتیم و در و واسم باز کرد. نشستم روی صندلی عقب ، اون هم نشست و راننده ماشین و روشن کرد ( راننده مخصوص دارن بچه ها)
از وقتی به اقای تهیونگ گفتم از رنگای تیره خوشم میاد. هرچی که واسم گرفته تیره ان . از لباس و کفش گرفته تا رو تختی و چراغ خواب. داشتم همینطور از پنجره به بیرون نگاه میکردم که اقای تهیونگ گفت

تهیونگ: عشقم برات گوشی جدید گرفتم.

ا/ت:(چشام از حدقه داشت میزد بیرون بخاطر حرفش. عشقم؟)

تهیونگ: بگیر دیگه عشقم

ویو ا/ت:
با تردید ازش گوشی رو گرفتم. خیلی تو شوک بودم که یهو دیدم یه پیام از طرف یه شماره ناشناس اومد
گوشی رو باز کردم دیدم نوشته:
ا/ت، من تهیونگم. راننده ای که جلومونه یکی از زیر دستای بابامه و هر اتفاقی بیوفته به بابام میرسونه. تو باید جلوش نقش دوست دخترمو بازی کنی پس سعی کن کارتو درست انجام بدی و هرچی گفتم و انجام بدی .
بعد از این پیام که از طرف اقای تهیونگ بود.اقای تهیونگ یدفعه گفت

تهیونگ: عزیزم بیا بشین رو پاهام

ا/ت: چییی؟؟؟؟؟؟؟

تهیونگ:(با چشاش اشاره به اینکه راننده داره از اینه نگامون میکنه)

ا/ت: امم...... باشه (با تردید و لکنت)
دیدگاه ها (۱)

اسم: دیدار 🍷p¹³ویو ا/ت: اروم رفتم سمتش و روپاهاش نشستم. البت...

اسم: دیدار 🍷p¹⁴راننده: ارباب.... رسیدیم تهیونگ: باشه راوی: ت...

اسم: دیدار 🍷p¹¹ ویو تهیونگ: یجورایی تحمل دیدن اشکاشو نداشتم ...

کجاش عجیبه؟

دوست دختر اجاره ای

: دختر خاله تهیونگ با صدای بلند خندید و گفت اینو از تو سطل ا...

love Between the Tides³⁷ا/ت: برای دوست دخترت خریدی؟ تهیونگ: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط