روی سکوی کنار پنجره همه شب جای منه
روی سکوی کنار پنجره همه شب جای منه
چند ورق کاغذ و یک دونه قلم ، همیشه یار منه
کاغذای خط خطی از کنار در باز پنجره
می پرن توی کوچه سرحال از اینکه آزاد شدن
نمی دونن که اسیر دل سنگ باد شدن
دیگه بیداری شب عادتمه
همدم سکوت تنهایی من تیک تیک ساعتم
حالا من موندم یک دونه ورق که اونم از اسم تو سیاه می شه
همچیم تو زندگی آخرش به پای تو تباه می شه
چشمونم فاصله رو از پنجره دید می زنه
دلم اسم تو رو فریاد می زنه
درای پنجره رو تا انتها باز می کنم
تو خیالم با تو پرواز می کنم .
چند ورق کاغذ و یک دونه قلم ، همیشه یار منه
کاغذای خط خطی از کنار در باز پنجره
می پرن توی کوچه سرحال از اینکه آزاد شدن
نمی دونن که اسیر دل سنگ باد شدن
دیگه بیداری شب عادتمه
همدم سکوت تنهایی من تیک تیک ساعتم
حالا من موندم یک دونه ورق که اونم از اسم تو سیاه می شه
همچیم تو زندگی آخرش به پای تو تباه می شه
چشمونم فاصله رو از پنجره دید می زنه
دلم اسم تو رو فریاد می زنه
درای پنجره رو تا انتها باز می کنم
تو خیالم با تو پرواز می کنم .
- ۷.۱k
- ۰۷ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط