{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

علی صالحی

علی صالحی


چارلی و آنتیمو با اینکه ملیتشان فرق داشت اما رفقاقتشان انقدر قوی بود که زباتزد بچه های دانشگاه بودند .به شکلی که در سال آخر وقتی انتیمو نتوانست شش واحد را بگذارند . چارلی هم در جلسه امتحان برگه هایش را سفید داد تا رفیقش سال آخر را تنها نباشد! اما پس از فارق التحصیلی و از وقتی انتیمو ازدواج کرد میانشان فاصله افتاد و همین باعث شد چارلی معتاد شود و البته انتیمو باز هم او را تنها نگذاشت و چند مرتبه او را ترک داد اما پس از چند وقت چارلی دوباره اعتیادش را شروع میکرد و ... تا بالاخره انتیمو یک روز انقدر عصبانی شد که وقتی چارلی برای صدمین بار از او پول خواست تا مواد بخرد انتیمو رفیق قدیمی اش را از خانه بیرون کرد.
چارلی مدتها اواره بود تا ناگهان فرشته نجاتش در هیبت دختری زیبا و ثروتمتد به سراغش امد . لیندا طوری عاشق چارلی شد که توانست او را ترک بدهد تا اینکه یک روز چارلی با زنش به منزل رفیق قدیمی اش رفت و موقع شام بود که چارلی حرف دلش را زد : احمق ترین رفیق عالم من هستم که یک سال عمرم را در دانشگاه هدر دادم به خاطر تو اما تو یک وعده پول مواد را به من ندادی !
انتیمو اما لبخند تلخی زد و گفت :نه من احمق ترین هستم که پول مواد تو را ندادم اما خواهر زیبا و ثروتمندم را فرستادم تا با عشقش تو را از لجنزار خارج کند....
سپس انتیمو سرش را پایین انداخت تا گریه چارلی را نبیند!
دیدگاه ها (۲)

هانیه غلامیروزی بهلول بر هارون وارد شد. هارون گفت: ای بهلول...

مهتاب کرامتیچهار شمع به آرامی می سوختند، محیط آن قدر ساکت ب...

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از ...

گوهر خیراندیشقل است؛ "شاه عباس صفوی" رجال کشور را به ضیافت ش...

پارت: 7 (بخش2) **زاویه دید: زین**اسم *استرلینگ* مثل یه سطل آ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟎جیمین:خب من 25 سالمه. جونگکوک:هووف انگ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

★彡   Part 62 彡★ پیدا کردن تاکسی این موقع صبح کار سختی بود، ا...

اعتیاد من بهت.

کابوی احمق:۲

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط