پارت سه رمان love is still beautiful
پارت سه رمان love is still beautiful
امیلی:زریه که رئیس زده به من نامربوط ویکی:رئیس کلا زر زیاد میزنه لیان:خو ما الان چیکار کنیم؟ هلی:کار طراحی لباس فقط با منه هر غلطی خواستید بکنید مینا:همین الان گم میشید تو اتاق تمرین تو دو روز باید رقصو یاد بگیرید یاد نگیرید پارتون میکنم . منو لیان و ویکی سریع دویدیم سمت اتاق تمرین من:زنگ بزن عنتر خانوم ویکی:باعش ...الو عنت..اممم جی هیون عزیز تمرین داریم بیا لطفا ن نمیای نه خیلی مهمه زود بیا باش خدافظ من:الو عنتر خانوم میخواستی بگی ویکی:از دهنم در رفت لیان:خخ بد سوتی دادی ویکی:عنتر خانوم برگشته بهم میگه نه نمیام خو به عنم که نمیای فک کردی برای من مهمه اگه فکر اعتبار گروه نبودم صد سال سیاه بهت زنگ نمیزدم من:اروم ویک نفس بکش موتورت سوخت ویکی:زهر مار من اعصاب ندارم بعد این میگه نفس بکش اه مینا:زهر مار تیکه کلام من بود تیکه کلام دزد لیان:باو این اعصابش خورده الان همه مون رو میخوره ویکی:اه اصلا بریم تمرین تا نخوردمتون مینا:راست میگه بریم تا الان اون عنتر خانوم هم بیاد
لیان:منم بش بگم عنتر خانوم خخخ من:بگو کل کمپانی بهش میگن
لیان:باعش باورت میشه اسمشو یادم رفت من:خخخخ منم اولش اینجوری بودم عن بازیاش باعث شد تو مخم بمونه لیان:یعنی انقدر عنه؟ ویکی:یکم بیشتر از خیلی عنه مینا:هوییی بیاید اینجا رقصو یاد بدم بهتون من:باش نخور مارو لیان هنوز جوونه ویکی رو هنوز شوهر ندادم خودمم هنوز نمردم مینا:زهرمار بیاین دیگه من:اومدیم باو ....لیان:اییی مینا به خدا خسته ایم بس کن دیگه من:راست میگه پارمون کردی بس کن ویکی:اییی کمرم درد گرفت خدا ازت نگذره مینی جی هیون:ایشش شما چقدر سوسولید. منو ویکی و لیان یه نگاه اتیشی بهش کردیم لیان:شما تازه اومدی از ما زیاد کار کشید مینا:اهم جی هیون بیا تمرین کن اعصاب ندارم جی هیون:ببین تازه وارد برای من اینجوری سرتو بالا نگیر چون عددی نیستی فهمیدی من:جی هیون زر زر نکن ویکی:هوییی عنتر خانوم اگه میبینی احترامتو جلوت نگه میداشتم بخاطر سنت بود الان احترام سنت هم نگه نمیدارم پس گوه خوری نکن جی هیون:ببین.. مینا پرید وسط حرفش مینا:برای من ببین ببین نکن الان تمرین داری و چه بخوای چه نخوای باید تمرینتو انجام بدی فهمیدی الان تو اتاق تمرین.رفت جی هیون هم یه نگاه حرصی کردو رفت من:مینا خوب رید بهش ها ویکی:اره راستی لیان تو چند سال اونجا کار اموز بودی؟ لیان:من یک سال و دو ماه کار اموز بودم الان شد سه ماه من:منو ویک هم دو ساله فعلا دوسال و سه ماه جی هیون هم یک ساله اومده مینا:هی امیلی من:بلی چیه؟ مینا:تا فردا رقصپ یاد بگیرید اخر هفته اجرا دارید من:س س سه روز دیگه اجرا داریممم؟
لیان:سه روز ؟!ویکی:اجرا!؟ من:داریم؟؟ لیان:ما چرا انقدر بدبختیم اگه برینیم چی میشه ؟ من:به طرز خعلی قشنگ میرینیم :-) ویکی:من نمیتونم رقصو یاد بگیرم هلی:لباسا اماده نیست!!.سه تامون برگشتیم طرف هلیا من:لباسا چیه اخه خودمون اماده نیستیم لیان:من به طرز بسیار زیبایی گند میزنم تو اجرا ویکی:......
من:ویکی؟؟ ویکی:.... لیان:ویکی چته؟.یهو ویکی جیغ زد ویکی:من نمیتونم اجرا کنم من اعتماد بنفس ندارم من نمیتونم مث ادم برقصم نمیتونممممم عرررررر من نمیاممممم من:....ارامش خودتو حفظ کن لطفا لیان:نفس عمیق دم بازدم دم بازدم مینا:حبسش کن خفه شی از دستت راحت بشیم من:مینااا این حالش بده خره بیشعور نباش!!! مینا:باعش باو چته تو من:هیچی اعصابم خورد شد استرس دارم مینا:دخترا نگران هیچی نباشید قراره اجراتون رو گند بزنید من: :-[ مینا: :-) لیان: :-* ویکی .:-\ ویکی:مینی تو قراره بهمون ارامش بدی مثلا مینا:نه باو من اومدم کمپانی فرشته ی عذابتون باشم من:از وجناتت پیداست عزرائیل لیان:شیطان بی رحم مینا:فرشته ی مهربون من:مینا با کی بودی؟ مینا:با خودم.اینو گفت شروع کرد تند تند پلک زدن لیان:اعتماد به اقیانوست تو حلق جی هیون من:عههه لیان تو هم راه افتادی ها لیان:اری بهم افتخار کنید من:بهت افتخار میکنم لیان:چقد حس خوبیه یه نفر بهت افتخار کنه ویکی:به منم افتخار کن من:باش به توهم افتخار میکنم ویکی:کار خوبی میکنی من:رو تو برم بشر ویکی:پر رو بودن جزو صفات ماست من:راستی فردا باید ام وی رو پر کنیم ویکی:نگوووو لیان:نه چرا فردا من:چون سه روز بعدش جشنواره است و ما هم اجرا داریم لیان:کدوم ایدول ها توشن من:نمیدونم باید از رئیس بپرسیم .سریع رفتم سمت اتاق رئیس من:رئیسس عشق مننن در رو باز کن رئیس:گمشو بیا تو من:مرسی واقعا اهم خوب رئیس این جشنواره هه که اجرا داریم تو کدوم ایدول ها میان؟ رئیس:اولا خواهش میکنم وظیفه بود دوما که اکسو بی تی اس بلک پینک گات سون واناوان و بقیه گروه های معروف.اسم هر کدوم از گروه ها رو میاورد چشمام گشاد تر میشد اخرش از شدت بدبختی خودمو رو زمین پرت کردم رئ
امیلی:زریه که رئیس زده به من نامربوط ویکی:رئیس کلا زر زیاد میزنه لیان:خو ما الان چیکار کنیم؟ هلی:کار طراحی لباس فقط با منه هر غلطی خواستید بکنید مینا:همین الان گم میشید تو اتاق تمرین تو دو روز باید رقصو یاد بگیرید یاد نگیرید پارتون میکنم . منو لیان و ویکی سریع دویدیم سمت اتاق تمرین من:زنگ بزن عنتر خانوم ویکی:باعش ...الو عنت..اممم جی هیون عزیز تمرین داریم بیا لطفا ن نمیای نه خیلی مهمه زود بیا باش خدافظ من:الو عنتر خانوم میخواستی بگی ویکی:از دهنم در رفت لیان:خخ بد سوتی دادی ویکی:عنتر خانوم برگشته بهم میگه نه نمیام خو به عنم که نمیای فک کردی برای من مهمه اگه فکر اعتبار گروه نبودم صد سال سیاه بهت زنگ نمیزدم من:اروم ویک نفس بکش موتورت سوخت ویکی:زهر مار من اعصاب ندارم بعد این میگه نفس بکش اه مینا:زهر مار تیکه کلام من بود تیکه کلام دزد لیان:باو این اعصابش خورده الان همه مون رو میخوره ویکی:اه اصلا بریم تمرین تا نخوردمتون مینا:راست میگه بریم تا الان اون عنتر خانوم هم بیاد
لیان:منم بش بگم عنتر خانوم خخخ من:بگو کل کمپانی بهش میگن
لیان:باعش باورت میشه اسمشو یادم رفت من:خخخخ منم اولش اینجوری بودم عن بازیاش باعث شد تو مخم بمونه لیان:یعنی انقدر عنه؟ ویکی:یکم بیشتر از خیلی عنه مینا:هوییی بیاید اینجا رقصو یاد بدم بهتون من:باش نخور مارو لیان هنوز جوونه ویکی رو هنوز شوهر ندادم خودمم هنوز نمردم مینا:زهرمار بیاین دیگه من:اومدیم باو ....لیان:اییی مینا به خدا خسته ایم بس کن دیگه من:راست میگه پارمون کردی بس کن ویکی:اییی کمرم درد گرفت خدا ازت نگذره مینی جی هیون:ایشش شما چقدر سوسولید. منو ویکی و لیان یه نگاه اتیشی بهش کردیم لیان:شما تازه اومدی از ما زیاد کار کشید مینا:اهم جی هیون بیا تمرین کن اعصاب ندارم جی هیون:ببین تازه وارد برای من اینجوری سرتو بالا نگیر چون عددی نیستی فهمیدی من:جی هیون زر زر نکن ویکی:هوییی عنتر خانوم اگه میبینی احترامتو جلوت نگه میداشتم بخاطر سنت بود الان احترام سنت هم نگه نمیدارم پس گوه خوری نکن جی هیون:ببین.. مینا پرید وسط حرفش مینا:برای من ببین ببین نکن الان تمرین داری و چه بخوای چه نخوای باید تمرینتو انجام بدی فهمیدی الان تو اتاق تمرین.رفت جی هیون هم یه نگاه حرصی کردو رفت من:مینا خوب رید بهش ها ویکی:اره راستی لیان تو چند سال اونجا کار اموز بودی؟ لیان:من یک سال و دو ماه کار اموز بودم الان شد سه ماه من:منو ویک هم دو ساله فعلا دوسال و سه ماه جی هیون هم یک ساله اومده مینا:هی امیلی من:بلی چیه؟ مینا:تا فردا رقصپ یاد بگیرید اخر هفته اجرا دارید من:س س سه روز دیگه اجرا داریممم؟
لیان:سه روز ؟!ویکی:اجرا!؟ من:داریم؟؟ لیان:ما چرا انقدر بدبختیم اگه برینیم چی میشه ؟ من:به طرز خعلی قشنگ میرینیم :-) ویکی:من نمیتونم رقصو یاد بگیرم هلی:لباسا اماده نیست!!.سه تامون برگشتیم طرف هلیا من:لباسا چیه اخه خودمون اماده نیستیم لیان:من به طرز بسیار زیبایی گند میزنم تو اجرا ویکی:......
من:ویکی؟؟ ویکی:.... لیان:ویکی چته؟.یهو ویکی جیغ زد ویکی:من نمیتونم اجرا کنم من اعتماد بنفس ندارم من نمیتونم مث ادم برقصم نمیتونممممم عرررررر من نمیاممممم من:....ارامش خودتو حفظ کن لطفا لیان:نفس عمیق دم بازدم دم بازدم مینا:حبسش کن خفه شی از دستت راحت بشیم من:مینااا این حالش بده خره بیشعور نباش!!! مینا:باعش باو چته تو من:هیچی اعصابم خورد شد استرس دارم مینا:دخترا نگران هیچی نباشید قراره اجراتون رو گند بزنید من: :-[ مینا: :-) لیان: :-* ویکی .:-\ ویکی:مینی تو قراره بهمون ارامش بدی مثلا مینا:نه باو من اومدم کمپانی فرشته ی عذابتون باشم من:از وجناتت پیداست عزرائیل لیان:شیطان بی رحم مینا:فرشته ی مهربون من:مینا با کی بودی؟ مینا:با خودم.اینو گفت شروع کرد تند تند پلک زدن لیان:اعتماد به اقیانوست تو حلق جی هیون من:عههه لیان تو هم راه افتادی ها لیان:اری بهم افتخار کنید من:بهت افتخار میکنم لیان:چقد حس خوبیه یه نفر بهت افتخار کنه ویکی:به منم افتخار کن من:باش به توهم افتخار میکنم ویکی:کار خوبی میکنی من:رو تو برم بشر ویکی:پر رو بودن جزو صفات ماست من:راستی فردا باید ام وی رو پر کنیم ویکی:نگوووو لیان:نه چرا فردا من:چون سه روز بعدش جشنواره است و ما هم اجرا داریم لیان:کدوم ایدول ها توشن من:نمیدونم باید از رئیس بپرسیم .سریع رفتم سمت اتاق رئیس من:رئیسس عشق مننن در رو باز کن رئیس:گمشو بیا تو من:مرسی واقعا اهم خوب رئیس این جشنواره هه که اجرا داریم تو کدوم ایدول ها میان؟ رئیس:اولا خواهش میکنم وظیفه بود دوما که اکسو بی تی اس بلک پینک گات سون واناوان و بقیه گروه های معروف.اسم هر کدوم از گروه ها رو میاورد چشمام گشاد تر میشد اخرش از شدت بدبختی خودمو رو زمین پرت کردم رئ
- ۴۲.۹k
- ۱۳ آذر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط