{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت پنجاهو دو رمان آوازه زیره آب

قسمت پنجاهو دو رمان آوازه زیره آب
-الو...3 بار زنگ زدم قط کردی بعدم خاموش کردی..حالا ساعت 3 و نیمه شب زنگ میزنی؟
-سه و نیم نیست و س و 10 دقیقست
-حالا هرچی درنا چی شد؟
-کی؟
-درنا...
-نمیشناسم..کیو میگی؟درنا کیه؟
-آها پس دیه تموم شد واست؟
-آره...تموم شد واسم..چه تو دلم چه تو سرم هرچی درنا بود کشتم..کم به خاطرش اذیت نشدم..دیه مرده..بره هر کاری میخواد بکنه!
-اوکی من خیلی خوابم میاد...
-باشه ببخشید..فردا زنگ میزنم...
-اوکی بای
-بای...
یهو ی دست خورد رو شونم..
-قضیه ی تازه ای مربوط ب درناست؟
کیا بود..
-نه..
-دروغ نگو همه چیو شنیدم..
-چیزی نیس تو چطو اومدی بیرون ک صدای درو نشنیدم..؟
-مهم نیس..ببین درنا اول از همه بمن مربوطه..بگو چیشده..
-اگ انقد واست مهمه از خودش بپرس من دیه کاری ندارم..
ول کردم رفتم داخل و رو تختم پلاس شدم..صب پاشدم یه لقمه نون پنیر چایی شیرین خوردم مهدی زنگید
-الو...
-الو کیا میای بریم بیرون؟
-کجا..؟
-نمیدونم..
-خو اول تصمیم بگیر بعد بزنگ..!
-خبر خوش هم دارم...
-چی؟
-رضا امروز گوشیشو زد رو آیفن و جلو همه به درنا گف ک باید فراموشش کنه..!
-خب بچش چی؟
-بچش هم واسه خودش!
-مگ میشه؟ خب به هر حال...بمن چه!!
-حالا که شده...میای یا نه؟
-خب کجا بریم؟
-شیطانه رجیم گیر نده یه جایی میریم دیه!!
-تصمیمت که گرفتی بزنگ بای
-دیوس...بای!
دیدگاه ها (۱)

قسمت پنجاهو سه رمان آوازه زیره آبکی مث من به خاطرش انقد عوض ...

قسمت پنجاهو چهار رمان آوازه زیره آببا ج**ه بازیات کثیفش کردی...

قسمت پنجاه و یک رمان آوازه زیره آباگه بیاد که حتمن...منم خوش...

قسمت پنجاه رمان آوازه زیره آب-من از صب که پا میشم جارو میزنم...

نام رمان: قلب در تاریکی

Part 4نونا: ببینید ارباب براتون یه هدیه ناقابل دارم کوک: احت...

+وات آنجل (علامت آنجل با&)&وای نمیدونی دلم واست چقدر تنگ شد...

فیک تهیونگ

پارت جدید زندگی شیرین

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۵ات رفت بیرون از اتاق و سومین دوید سمت اتسومین: ات ات ا...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

داستان زندگی منپارت:19+رسیدیم کره رفتم خونه تهیونگ هم اصلا خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط