{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت پنجاه رمان آوازه زیره آب

قسمت پنجاه رمان آوازه زیره آب
-من از صب که پا میشم جارو میزنم غذا میپذم گرد گیری میکنم میشورم میسابم فلان فلان فلان...حالا به بابات میگم به گلا آب بده میگه حال ندارم اعتراض هم کنم میگه ناراحتی از کارایی که میکنی خب نکن...منم میخوام چن روز کار نکنم ببینید چی میشه خونه!! اصن من میرم خونه بابام...خودت میدونی با بچه هات..
رفت تو اتاق منم خب چی بگم؟ کاره همیشه شونه...فقط عیبش اینه که از بس تو این دو سه روزه املت میخورم که شبیه املت میشم!!
...شب ساعت 11 گوشیم زنگ خورد
-الو جانم مهدی؟
-سلام...اوووم..من...من..خب ی چیزیه...
-چیشده؟؟
-خب چجور بگم؟
-فارسی بگو...
-نه شوخی نکن مسئله ی خیلی مهمیه...
-چی خو بگو 16 سال پیر شدم!!
-خب...من فهمیدم بابای بچه ی درنا کیه...
-خب خب...کیه؟؟؟؟
-نمیدونم چی بگم...
-گی بوگو...کیه میگم؟
-میگم میخوای قرار بزاریم بیرون بهت بگم؟
-خارجی بازی در نیار بگو...
-مطمئنی؟
-به خدا میزنمت!!
-داداشه هدیه...
-داداشه نامزدت بابای بچه...
خفه شدم
-الو کیارش...؟گوشی دستته؟
-آره فقط مغزم بدبو چسیده!!
-میدونم...
-خب...تو از کجا میدونی؟
-خونشون بودم پسره الم شنگه درآورد ک یه دختره هست و ازش بچه دار شده و میخواد دختره رو بگیره و عکسشو نشون داد..درنا بود..
-خو خونوادش چی گفتن؟
-قده یه خر کتک خورد..فعلن که مخالفت کردن..
-من..من...بعد زنگ بزنم؟
-باشه..درکت میکنم سخته!!
قط کردم...وسطه اتاق نشستم...من چرا الان زندگی می کنم؟ فاجعه پشته فاجعه دردسر واسم صف کشیده...خب چه اهمیتی داره؟ اصن درنا بمن چ ربطی داره؟ خو چرا من اینو فراموش نمیکنم؟ سریع زنگ زدم به درنا
-الو...
-الو کجایی؟
-خونه خواهرمم..چطو؟
-پاشو بیا بیرون میام دنبالت...
-ساعت 11 شبه اجازه نمیدن که...
-خیلی خب برو یه جایی باهات حرف دارم..
-الان تو اتاق هستم کسی نیس..بگو..
-بابای بچت کیه؟
-نمیفهمم..این چه سئوالیه..؟
-خودتو نزن به اون راه..باباش کیه؟
-ب ت چ؟
-بمن مربوطه..داداشه هدیس...مگه نه؟
-هدیه کیه؟
-عمه ی اون صاب مردست!! میگم باباش کیه؟
-اسمه باباش رضاست دیه خواهرشو نمیدونم...
قط کردم فوری زنگ زدم مهدی
-الو..
-اسمه پسره رضاس؟
-آره...چطو؟
قط کردم دوباره زنگ زدم درنا
-الو..چرا یدفه قط میکنی؟
-حالا چیکار میخوای کنی؟
-ب ت چ؟
-خفه شو و فقط بگو اگ بیاد خاستگاریت ازدواج میکنی؟
-من ک هنوز طلاقمو نگرفتم!
-بعد ک گرفتی!!
دیدگاه ها (۱)

قسمت پنجاه و یک رمان آوازه زیره آباگه بیاد که حتمن...منم خوش...

قسمت پنجاهو دو رمان آوازه زیره آب-الو...3 بار زنگ زدم قط کرد...

قسمت چهل و نه رمان آوازه زیره آب-مامان...مامان و درنا درواقع...

قسمت چهل و هش رمان آوازه زیره آب-کو...؟ یکی دیه هم بزن ببینم...

رمان تو خود منی

P7 .PRISON MAFIA.

رمان دخت من

پآرت ⁵(قبلش ببخشید دیر شد واقعا سرم شلوغ بود🫠💞) نوا همونطور ...

پارت 3

پارت ۱۸یهو دیدم همه دارن بهم نگاه میکردن چون .. من داشتم فار...

رمان تو خود منی

محو زیبایی او پارت ۵۲ویو رزا بهوش اومدم توی خونه بودم خونههه...

پآرت¹¹*ویو سر میز شام*نوا با غذاش ور میرفت نمیخوردیونگیم هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط