{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر در دل ناشناسی حلقه زد، گفتم که باشی؟

بر در دل ناشناسی حلقه زد، گفتم که باشی؟
گفت در بگشا امیدم، عاقبت از ره رسیدم

گفتم آخ، دیر کردی نا امیدی کُشت دل را
رو بجو زنده دلی را، من امید از تو بریدم!

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

"ماندن" در قاموس او جز "رفتن" معنی نداشت!اینجاست که "دهخدا" ...

من باتو در خود فرو ریختندر سکوت فریاد زدنو بی صدا شکستن را آ...

ورق بزنخاطرات خاک گرفته‌ات راشاید غبارش به سرفه بیندازد احسا...

در کوچه علی چپ منزل گزیدی و منفهمیدم گاهی سخت است دو دوتا چا...

عاشقانه های شبنم

🐰 من می‌خوام حلقه رو فقط روزای خاص بندازم، چون حس می‌کنم اگه...

رمان چهارم پارت اول ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو چویا دوبا...

پارت آخر

رومان عشقم مافیا پارت 39 اخر این پارت اخر رومانم ھست از زبان...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 210♡⁠。⁠)فقط صدا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 193♡⁠。⁠)⁩هق هق ...

۲پارتی از لینو درخواستی p1 ویو سوا یه ۲ روزی بود که لینو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط