{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خط می زنم...تمام حرف ها را...

خط می زنم...تمام حرف ها را...

 نه... من دیگر نه میخواهم خود را بنویسم...

و نه دیگر سیاهی دل تو را...

بس است 

هر چه بیهوده غرق شدم در واژه ها در نبودنت...

میروم...

میروم شاید تردید دوباره دیدنت از سر پر بکشد...

شاید خیالت هم رها شود

 در هوای ناپایدار این روزگار...

شاید صاف شود

 روزی ابرهای دلم در نبودنت...

و آن زمان چند برگهُ اخر دفترم را

 پر از خط خطی های دلم میکنم...

برای خوده...خودم...نه برای غیر دل...

دلت را به برگه های من نسپار...
دیدگاه ها (۱)

می شود یک روز ایستاده مُردمثل فکرهای فلج شده ی دم غروب!که تو...

غروب بودمن زل زده بودم به پشت دستهایشهر دو وحشت کرده بودیمبس...

مارا از پرده دریدن چه سود ؟ آه و حسرت که چرا در پس این پرده ...

عاشقانه های شبنم

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

پروانه جان

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

دلم پر میکشد برای دیدنتهمانجایی که فقط من هستم و تو آنسوی در...

دلم پر میکشد برای دیدنتهمانجایی که فقط من هستم و تو آنسوی در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط