{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت4

قسمت4
/حال/
اینطوری بود که ما باهم بودیم و هستیم و خواهیم بود با اجازتو بنده دیگه برم الان کریس منومیکشه راستی کریس رئیسمونه و دوسمم هست اووف پاشدم بعد از یه حموم5دیقه ای اومدم بیرونو لباسا مو پوشیدمو رفتم سرکار با همه سلام دادمو رفتم سردفتر خودم که البته جز خودم سه نفر دیگه هم اونجا هستن اسماشونم تاعو و چن و ژیومین
"سلام رفقا
چن^به سلام مستر کیم کای
تاعو+سلام کای
ژیومین=سلام کای
یه دو ساعتی کار کردیم که یکی در زد
"^+=بفرمایید....در باز شد کریس اومد تو هممون احترام گذاشتیم
کریس×چه هماهنگ بفرماید بنشینید
هممون لبخند زدیم و نشستیم کریس یه پروندرو گذاشت روبه روم روش نوشته بود گروه الفا
×یه ساعت دیگه کاراتو تموم کن ببا اتاقم
"چشم....و رفت کارامو تموم کردمو رفتم اتاقش در زدم و با صدای بفرمایید رفتم تو
"گفته بودید بیام خدمتتون
×اوه کای بشین
نشستم و اومد جلوم نشست
×خوب ما مقرشونو پیدا کردیم و هفته ی دیگه میخوایم عملیاتو شروع کنیم میخوام این عملیاتو تو فرماندهی کنی...اعتراضی که نداری؟
"نه قربان
×خوب الانم برو خونت کاری که نداری؟
"نه قربان
کریس کاپشنشو پوشید
"خدافظ هیونگ
×خدافظ کای
دیدگاه ها (۱۱)

اهم یه چیزی در باره ی اون رمانه 1.کلا واسه رو کم کنی گذاشته ...

سابقه دارههههه

سلاااام دوستان اهم خوفید خوشید

همه خوافن؟

پارت 13......................

𝓹𝓪𝓻𝓽 29ات سوار ماشین شد و رفت ات ویوچقد این پسرا چندشن ایشش ...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

لیسا : لیا بیام ببینم یه لباس مزخرف و اسپرت پوشیدی او تالار ...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۸پیامک اومد دیدم ریچارده زدم روش عرر برنده شدم از خوشحا...

خب دیگه گشادی رو بزاریم کنار بریم بنویسیم پارت رو یادم نمیاد...

Love and the moonPart28وارد شرکت شدیم کوک دستم محکم گرفته ب...

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط