{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این ماجرا کاملا واقعی است ! :

این ماجرا کاملا واقعی است ! :

گفتم : مادر!
گفت : جانم!
گفتم : درد دارم!
گفت : بجانم!
گفتم : خسته ام!
گفت : پریشانم!
گفتم : گرسنه ام!
گفت : بخور از سهم نانم!
گفتم : کجا بخوابم!
گفت : روی چشمانم!
گفتم : پارچ آب برگشت رو فرش!
گفت : ای خدا ذلیلت کنه ، بمیری راحت بشم از دستت !
دیدگاه ها (۴)

در دنیا هیچگاه مسابقه "خرسواری" برگزار نمی شود؟! می دانید چر...

در دنیا هیچگاه مسابقه "خرسواری" برگزار نمی شود؟! می دانید چر...

شبکه چهار راز بقا نشون میداد،یه کرکس نشون داد گوینده گفت ش...

:))

با رفتن تهیونگ و سورا به اتاق، محیط آشپزخونه یکم خلوت‌تر شد....

P²

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت دهم: منطقِ بی‌رحم و مرزهایِ شکسته ⛓️...

سناریو جدید

KIM V

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت هشتم: بازیِ دو رویِ پرده 🎭[دیدگاه ته...

نام: قرارداد نفرتPart:68جونگکوک کتش رو روی شونه‌های ا/ت اندا...

KIM V

KIM V

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط