خدا می خواند مرا، بی کلام
خدا می خواند مرا، بی کلام
بی واسطه، یا بیان.
خدا با سکوت تماشا می کند مرا
بی لحظه ای چشم برداشتن از من.
خدا عاشقانه نگاه می کند مرا
با نسیمی رویایی.
خدا تنها دوست زیبای من
تنها صداقت پا برجا.
خدا از درون می خواند مرا
با گرمایی از سمت رگهایم
با هر نفس که در سینه ام جاری می شود
با هر اشک که از چشمانم می ریزد.
خدا با نغمه بلبلان و سرود آبشارها
با غرش کوهها
و شرشر باران ها
می خواند مرا.
خدا با غروب
با طلوع عاشقانه خورشید
می خواند مرا،
تنها و بی نیاز،
حتی بدون جان یا نفس،
خدا وجود مرا می خواند
سکوت بی نیازیم را
بی احتیاج به هر چیز غیر از عشق.
خدا، تنها می خواند مرا .
بی واسطه، یا بیان.
خدا با سکوت تماشا می کند مرا
بی لحظه ای چشم برداشتن از من.
خدا عاشقانه نگاه می کند مرا
با نسیمی رویایی.
خدا تنها دوست زیبای من
تنها صداقت پا برجا.
خدا از درون می خواند مرا
با گرمایی از سمت رگهایم
با هر نفس که در سینه ام جاری می شود
با هر اشک که از چشمانم می ریزد.
خدا با نغمه بلبلان و سرود آبشارها
با غرش کوهها
و شرشر باران ها
می خواند مرا.
خدا با غروب
با طلوع عاشقانه خورشید
می خواند مرا،
تنها و بی نیاز،
حتی بدون جان یا نفس،
خدا وجود مرا می خواند
سکوت بی نیازیم را
بی احتیاج به هر چیز غیر از عشق.
خدا، تنها می خواند مرا .
- ۲.۰k
- ۱۲ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط