اربابکیم
#ارباب_کیم ♣️
#پارت_21
ــ خوبه
+بلند شدم به سمت کاناپه رفتم و دوباره نشستم روش.
حوصلم سررفته بود.
سرمو گذاشتم رو دسته کاناپه و موهامو ریختم تو صورتم.
تهیونگ اومد کنارم نشست.
ــ چیزی شده؟
+نه فقط حوصلم سررفته.
دستمو گرفت ومنو کسوند سمت خودش و بغلم کرد و با دستاش مو هامو کنار زد.
+کی کارت تموم میشه.
ــ تمومه
+واقعا
ــ آره
دوست داری بریم رستوران.
+آهوم
از تو بغلش بلند شدم و گونشو بوسیدم و به سمت در رفتم.
+بیا دیگه
ــ باشه اومدم.
ویو رسیدن به رستوران
رستوران معروفی بود وارد شدیم کسی داخل رستوران نبود.
+تهیونگ چرا کسی اینجا نیست؟
ــ خودت چی فکر میکنی؟
+اینجا رو رزرو کردی؟
ــ اره
+روی صندلی نشستیم که گارسون اومد.
گارسون:چی میل دارید؟
(غذاشون رو سفارش دادن)
ــ خوشمزس
+آهوم
تهیونک
ــ بله
+میشه بریم شهربازی؟
ــ الان که ظهره.
+بعد از ظهر
ــ باشه
ادامه دارد................♣️
#پارت_21
ــ خوبه
+بلند شدم به سمت کاناپه رفتم و دوباره نشستم روش.
حوصلم سررفته بود.
سرمو گذاشتم رو دسته کاناپه و موهامو ریختم تو صورتم.
تهیونگ اومد کنارم نشست.
ــ چیزی شده؟
+نه فقط حوصلم سررفته.
دستمو گرفت ومنو کسوند سمت خودش و بغلم کرد و با دستاش مو هامو کنار زد.
+کی کارت تموم میشه.
ــ تمومه
+واقعا
ــ آره
دوست داری بریم رستوران.
+آهوم
از تو بغلش بلند شدم و گونشو بوسیدم و به سمت در رفتم.
+بیا دیگه
ــ باشه اومدم.
ویو رسیدن به رستوران
رستوران معروفی بود وارد شدیم کسی داخل رستوران نبود.
+تهیونگ چرا کسی اینجا نیست؟
ــ خودت چی فکر میکنی؟
+اینجا رو رزرو کردی؟
ــ اره
+روی صندلی نشستیم که گارسون اومد.
گارسون:چی میل دارید؟
(غذاشون رو سفارش دادن)
ــ خوشمزس
+آهوم
تهیونک
ــ بله
+میشه بریم شهربازی؟
ــ الان که ظهره.
+بعد از ظهر
ــ باشه
ادامه دارد................♣️
- ۴.۳k
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط