{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#ارباب_کیم ♣️

#ارباب_کیم ♣️

#پارت_22

+تهیونگ

ــ بله

+چرا داری به من کمک می‌کنی ؟

ــ منظورت چیه؟

+یعنی میگم چرا قبلا منو میزدی؟

ــ خب بخواطر کار پدر و مادرت

+هنوزم میخوای بگی که اون کار کار پدر و مادرم بوده؟

ــ شاید نبوده ولی تقصیر پدر و مادرت بوده که پدر و مادر من مردن.

+ چرا میخوای فکر کنی که تقصیر پدر و مادر من بوده؟

ــ ا/ت بس کن دیگه(عصبانی)

+بس نمیکنم

ــ دیگه داری خیلی پررو میشی تو هم مثل پدر و مادرت به نمک نشناس عوضی هستی(عصبانی)

+بااین حرفش بغضم گرفت از رو صندلی بلند شدم و به سمت در خروجی رفتم.
از رستوران بیرون اومدم وبه مقصد نامعلومی دوییدم.
انقد گریه کرده بودم که چشام نمیدید.
قدم هامو آروم کردم.
به سمت پارکی که اون نزدیکی بود رفتم وروی نیمکت پارک نشستم.
پاهامو تو شکمم جمع کردن و سرمو رو زانو هام گذاشتم.

ویو تهیونگ

ــ نمی‌دونم چرا یه دفعه این سوال رو پرسید ولی بدجور ناراحتش کردم.
از رستوران زده بود بیرون.
هرچی دنبالش می گشتم نبودش‌.

ــ می‌بخشید خانم شما به دختر حدود۱۹ساله ندید این طرفا؟

¢یه دختر دیدم که داشت گریه میکرد لباسشم حالت قهوه ای بود فکر کنم به سمت پارک رفت.

ــ اها خیلی ممنونم

به سمت پارک رفتم هرچی نگاه میکردم کسی رو شبیه به ا/ت نمیدیدم.

ادامه دارد..............♣️
دیدگاه ها (۰)

#ارباب_کیم ♣️#پارت_23ــ بعد از چند مین چشمم خورد به دختری که...

#ارباب_کیم ♣️#پارت_24+اگه نمیترسی بیا بریم توــ باشه+وارد تو...

#ارباب_کیم ♣️#پارت_21ــ خوبه+بلند شدم به سمت کاناپه رفتم و د...

#ارباب_کیم ♣️#پارت_20ویو رسیدن به شرکت+از ماشین پیاده شدیم و...

مرگ و زندگی پارت 4 :ا/ت اون صحنه رو دید اما خبر نداشت نامجون...

#سناریو_درخواستیموضوع اسلاید بعد (این پارتِ اشتی هست)نامجون:...

تک پارتی از تایجو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط