(استاد جذاب من)
(استاد جذاب من)
part 19
جیمین لبخند پنهانی زد جوری که ات متوجه نشه
ات سریع پاکت لباس رو گذاشت رویه میز و گفت
ات : استاد پارک لباستون رو شستم خش...
جیمین : فهمیدم شستیش خشکش کردی و آوردی
دور بر خونه رو نگاه میکرد فکرشو میکرد که تنهایی زندگی میکنه نگاه اش را به به جیمین دوخت و لب زد ات : استاد پارک
جیمین : بله خانم گانگ
ات : من جزوه های درس رو نگرفتم
جیمین اخمی کرد و گفت
جیمین : چرا انقدر هواس پرتی میکنی خانم گانگ
دختره کیوت لب هایش را در دهانش جمع کرد و تره ای از موهایش را پشته گوشش داد و لب زد
ات : معذرت میخوام استاد پارک .....اما چی میشه که برام بنویسید
جیمین : باشه اما آخرین دفعه ست
از رویه کاناپه بلند شد و سمته آشپزخانه رفت دختره که از کاری که کرده بود به شدتت خوشش آمده بود خنده ای کرد و آروم گفت ات : خیلی خوب شد با اینکه جزوه هارو دارم اما بازم خواستم برام بنویسه اینجوری بیشتر استاد پارک رو میبینم ........خنده ای کرد و به میزی که جلوش بود خیره شد زیر لب زمزمه وار گفت ات : مطمئنم قیمت این میز از کله خونه من زیاد تره ............با آمدن استاد پارک سریع ساکت و آروم نشست اما بر خلاف تصور اش جیمین با یه ماگ که ات فکر میکرد قهوه باشه سمتش اومد لیوان رو گذاشت جلوش و لب زد جیمین : تا وقتی برات آمادمش میکنم میتونی اینو بخوری
دختره سریع باشه ای گفت و لیوان رو با دو دستش برداشت سمته دهانش برد همینکه کمی ازش نوشید دوباره یهو همه رو توف کرد جلوش جیمین که همانجا ایستاده بود به این حرکت دختره روبه رو اش سری تکون داد چطور تونست جلوی استاد پارک این کارو بکنه ات سریع گفت
ات : این چی بود
یهو یادش اومد که جیمین دقیقاً جلوش ایستاده سریع نگاهش به بالا هدایت شد و با چشم های شرمنده گفت
ات : استاد پارک منظورم این بود که چقدر خوشمزه بود
جیمین نفسی از سره کلافگی کشید و گفت
جیمین : فراپوچینو بود
ات : فرا چی چی بود
نفسی از سر کلافگی کشید و لب زد
جیمین : خانم گانگ منتظر بمون تا برات مینویسم
جیمین قدم برداشت و از آنجا رفت ات خجالت زده لبش رو به دندون گرفت (وایییی یعنی استاد پارک با خودروی فکر کرده ایییی من چرا انقدر هواس پرتم ) کمی منتظر موند اما هیچ خبری از استاد جذابش نشد کنجکاو از روبه کاناپه بلند شد اما همینکه صدای قدم هایی رو شنید دوباره سریع نشست و لیوان رو به دستش گرفت و حوری تظاهر کرد که داره مینوشه جیمین درحین آمدن سمتش نگاهش به برگه های بود که تو دستش بود با اون موهای مشکی به پوست سفید صورتش به شدت می اومد پا پیرهن سفید آستین کوتاه اش که رو شونه ها و یقه اش رنگ تیره ای بود و رفتار کاریزماتیک اش دله دختره رو میبرد ات که محو آن چهره زیبا و خوشتیپ شده بود توجه اش به حرف های استاد جذابش نبود
part 19
جیمین لبخند پنهانی زد جوری که ات متوجه نشه
ات سریع پاکت لباس رو گذاشت رویه میز و گفت
ات : استاد پارک لباستون رو شستم خش...
جیمین : فهمیدم شستیش خشکش کردی و آوردی
دور بر خونه رو نگاه میکرد فکرشو میکرد که تنهایی زندگی میکنه نگاه اش را به به جیمین دوخت و لب زد ات : استاد پارک
جیمین : بله خانم گانگ
ات : من جزوه های درس رو نگرفتم
جیمین اخمی کرد و گفت
جیمین : چرا انقدر هواس پرتی میکنی خانم گانگ
دختره کیوت لب هایش را در دهانش جمع کرد و تره ای از موهایش را پشته گوشش داد و لب زد
ات : معذرت میخوام استاد پارک .....اما چی میشه که برام بنویسید
جیمین : باشه اما آخرین دفعه ست
از رویه کاناپه بلند شد و سمته آشپزخانه رفت دختره که از کاری که کرده بود به شدتت خوشش آمده بود خنده ای کرد و آروم گفت ات : خیلی خوب شد با اینکه جزوه هارو دارم اما بازم خواستم برام بنویسه اینجوری بیشتر استاد پارک رو میبینم ........خنده ای کرد و به میزی که جلوش بود خیره شد زیر لب زمزمه وار گفت ات : مطمئنم قیمت این میز از کله خونه من زیاد تره ............با آمدن استاد پارک سریع ساکت و آروم نشست اما بر خلاف تصور اش جیمین با یه ماگ که ات فکر میکرد قهوه باشه سمتش اومد لیوان رو گذاشت جلوش و لب زد جیمین : تا وقتی برات آمادمش میکنم میتونی اینو بخوری
دختره سریع باشه ای گفت و لیوان رو با دو دستش برداشت سمته دهانش برد همینکه کمی ازش نوشید دوباره یهو همه رو توف کرد جلوش جیمین که همانجا ایستاده بود به این حرکت دختره روبه رو اش سری تکون داد چطور تونست جلوی استاد پارک این کارو بکنه ات سریع گفت
ات : این چی بود
یهو یادش اومد که جیمین دقیقاً جلوش ایستاده سریع نگاهش به بالا هدایت شد و با چشم های شرمنده گفت
ات : استاد پارک منظورم این بود که چقدر خوشمزه بود
جیمین نفسی از سره کلافگی کشید و گفت
جیمین : فراپوچینو بود
ات : فرا چی چی بود
نفسی از سر کلافگی کشید و لب زد
جیمین : خانم گانگ منتظر بمون تا برات مینویسم
جیمین قدم برداشت و از آنجا رفت ات خجالت زده لبش رو به دندون گرفت (وایییی یعنی استاد پارک با خودروی فکر کرده ایییی من چرا انقدر هواس پرتم ) کمی منتظر موند اما هیچ خبری از استاد جذابش نشد کنجکاو از روبه کاناپه بلند شد اما همینکه صدای قدم هایی رو شنید دوباره سریع نشست و لیوان رو به دستش گرفت و حوری تظاهر کرد که داره مینوشه جیمین درحین آمدن سمتش نگاهش به برگه های بود که تو دستش بود با اون موهای مشکی به پوست سفید صورتش به شدت می اومد پا پیرهن سفید آستین کوتاه اش که رو شونه ها و یقه اش رنگ تیره ای بود و رفتار کاریزماتیک اش دله دختره رو میبرد ات که محو آن چهره زیبا و خوشتیپ شده بود توجه اش به حرف های استاد جذابش نبود
- ۲۳.۳k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط