{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من بودم و همسایه ی دیوار به دیوار

من بودم و همسایه ی دیوار به دیوار
یک عاشـق و دیـوانه و بیمار به دیوار

تو آن طـــرفِ فاصــِــله ی آجری و من
یک قاب که چسبیده ام انگار به دیوار

وقتی که تو یک ضربه زدی وقت قرار است
من ضـربه و تو ضـربه و دیدار به دیوار

هربار سرم شانه و آغوش تو را خواست
من تـکـیه زدم جای تو هـربار به دیوار

انگشت تو رقاصه ی این محشر کبری
مــن گوش به دیوار و تو گیتار به دیوار

خوب است میان من و تو واسطه ای بود
عاشق شدم و کردمـش اقرار به دیوار

هرچـند که تو رفتی و دیوار ترک خورد
من ، گوشه ی دیوار و وفادار به دیوار ...
دیدگاه ها (۹)

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

پارت چهاردهم: کاغذهایِ پاره‌وپورهلیها به اتاقش پناه برد و در...

پارت ۳۴ (هشدار کارای زیرپتویی و عذرخواهی بخاطر یک هفته.. شای...

من بودم و همسایه ی دیوار به دیوار.یک عاشـق و دیـوانه و بیمار...

من بودم و همسایه ی دیوار به دیوار یک عاشـق و دیـوانه و بیمار...

من بودم و همسایه ی دیوار به دیوار یک عاشـق و دیـوانه و بیمار...

من بودم و همسایه ی دیوار به دیوار یک عاشـق و دیـوانه و بیمار...

من بودم و همسایه ی دیوار به دیوار یک عاشـق و دیـوانه و بیمار...

من بودم و همسایه ی دیوار به دیوار یک عاشـق و دیـوانه و بیمار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط