{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من بودم و همسایه ی دیوار به دیوار

من بودم و همسایه ی دیوار به دیوار
یک عاشـق و دیـوانه و بیمار به دیوار

تو آن طـــرفِ فاصــِــله ی آجری و من
یک قاب که چسبیده ام انگار به دیوار

وقتی که تو یک ضربه زدی وقت قرار است
من ضـربه و تو ضـربه و دیدار به دیوار

هربار سرم شانه و آغوش تو را خواست
من تـکـیه زدم جای تو هـربار به دیوار

انگشت تو رقاصه ی این محشر کبری
مــن گوش به دیوار و تو گیتار به دیوار

خوب است میان من و تو واسطه ای بود
عاشق شدم و کردمـش اقرار به دیوار

هرچـند که تو رفتی و دیوار ترک خورد
من ، گوشه ی دیوار و وفادار به دیوار ...
دیدگاه ها (۲)

جاری ترین سکوت تو را گوش می کنمخود را به این بهانه فراموش می...

ﺷﺐ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺎﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻭ .... ﮐﺎﺵ ﺗﻮﺑﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﻋﻄﺮ ﭼﺎﯾﯽ ﻭ ﺍﯾ...

دختر ِ شیخ! بهار آمده غم جایز نیست به دو ابروی ِ کجت اینهمه ...

به هر مصیبت و جان کندنی که سر می‌شد،دوباره گونه اش از دیدن ت...

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے⁴⁵بدون ...

مرد سایه ها 19

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط