{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مابایا

⁦¯⁠\⁠_مابایا⁦_⁠/⁠¯

part_8
دیانا:
پشت میزی نشستیم و بعد خوردن شام از رستوران زدیم بیرون.
به سمت ماشین رفتیم که یه پسر بچه جلوی لاستیک عقب نشسته بودو داشت یه کارای میکرد.
به سمتش رفتیم که چاقوی کوچیک دستش رو تو لاستیک فرو کرد و روبه رومون ایستاد.
÷میخوای گریه کنی گریه کن بیتربیت.
و بعد پا به فرار گذاشت کولم رو رو دوشم جابه جا کردم و داد زدم.
+نگیرمت دیانا نیستم.
خواستم به سمتش برم که یکی از پشت کولم رو گشید و مانع حرکت من شد.
+ولم کن ولم کن بزار حسابش و بزارم کف دستش پسره چش سفید و.
_لازم نکرده بیا بریم
آروم سر جام ایستادم و رو به پسره که چند متر اون ور تر بهم زبون درازی میگرد ایستادم و گفتم
+ببین داشتم میومدم ها عمو نزاش
و چرخیدم که به راهمون ادامه بدیم که پسره داد زد.
÷ه دیدی نتونستی
تا خواستم چیزی بگم ارسلان غیب شد حالا ارسلان کجاست نمیدونم ای وای پیشی شوعرم رو برد پیشی بیار شوعرم رو اون بابا بچهامه.
_دیانااااااااا
اع ن نبره
ارسلان پسر رو گرفته بود داشت میخندید.
از دیدن حالتشون خندم گرفت و به سمتشون این این مافیا ها قدم برداشتم و روبه روی پسر بچه کمی خم شدم.
+حالا لاستیک ماشین منو پنچر میکنی
نمیبینی شوعرم این شیر پشتمه
ارسلان خندی کرد که بچه گفت
÷اع بزار منم دوست دخترم و صدا کنم.
با چشای گرد بهش نگاه کردم که یهو داد زد
÷دریااااااااااا
یهو از پشت یکی موهام رو لز رو شال گرفت و بهم آویزون شد.
یا سید جیواد این کیه چرا انقدر کنست.
_اع اع دختر جون ولکن زنمو
×دوشت پسرم و ول کن تا ولش کنم
+ارسلان کاری بکن کن موهام رو
ارسلان پسر بچه رو ول کرد و به سمت من اومد و دست های کوچلوی دختر رو از لای موهام بیرون کشید.
×دیگه ندینم دوشت پسرم رو ببینید ها
_چشم دیگه سعی میکنیم دوشت پسرت رو نبینیم.
+نگا نگا من همسند این بودم دختر پسر رو از هم تشخیص نمیدادم.
ارسلان پغی زد زیر خنده که کوفتی نثارش کردم و ازش دور شدم.
باهم هم قدم شدیم و به سمت جاده حرکت کردیم.
ارسلان هی سوال های مزخرف میپرسید و رو مخم میرفت.
_یعنی واقعا تشخیص نمیدادی؟
+ن تشخیص نمیدادم میدونی چرا چون مثل تو نمیرفتم چک کنم.
ارسلان دوباره از خنده پاره شد.
چشمم به مامور پلیس افتاد و لبخند خبیثی زدم.
و به سمت مامور رفتم.
+آقای پلیس.
∆بعله.
+آقای پلیس.
∆اع وا بعله خوانوم
به ارسلان اشاره کردم و گفتم.
+اینو میبینی؟
∆بعله
+قراره شوعرم بشه
∆مبارکه
+من نمیخوام بشه
∆چرا نمیخوای؟
+دوست ندارم
∆چرا خوب؟
+شما یه نگا کن به قد و بالاش
∆خوب خوبه که......
ادامه پست بعد.......
دیدگاه ها (۰)

⁦¯⁠\⁠_مابایا⁦_⁠/⁠¯part_8ادامه دیانا:+شما یه نگا کن به قد و ب...

⁦¯⁠\⁠_مابایا⁦_⁠/⁠¯part_9ارسلان:بعد کلی مسخره بازی بلاخره تاک...

⁦¯⁠\⁠_مابایا⁦_⁠/⁠¯part_7ارسلان:نگاهی به دیانا کردم که کلافه ...

⁦¯⁠\⁠_مابایا⁦_⁠/⁠¯part_6دیانا:به کافه رسیدیم‌ و یه چیزی سفار...

استاد اخمو ۲۹

پارت ۴۲صدای دریا بودبوی آب منو تو خودش غرق کرده بودبعد از چن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط