عضو هشتم

عضو هشتم

خواهر شوگایی و جیمین

پارت دوم

و..ولی من دوسش داشتم دوسش داشتم دوسش داشتم دوسش داشتم
ات:من دوسش داشتم(جیغ و گریه)
با صدای در دست از گریه کردنمم برداشتم
شوگا:ات‌ چت شد ؟ حالت خوبه؟
ات:خوبم(گریه)
شوگا:درو باز کن
ات:نمی خواد خوبم
شوگا: گفتم درو باز کن (بلند)
(از اونجایی که از بچگی هم خیلی از شوگا میترسیدی و همیشه هرچی می‌گفت میگفتی چشم پس درو باز کردی )
ات: بله
شوگا:چرا داری گریه میکنی ؟
ات: دی‌‌...
یه نگاه به جیمین کردم که با مظلوم ترین چهره داشت نگاه می‌کرد
مطمعنم اگه شوگا جریان رو بفهمه جیمین رو زنده نمیزاره پس حرفمو خوردم
ات:دلم گرفته بود چیزی نیست
شوگا: مطمعنی ؟
ات:ا..آره
شوگا:باشه پس بیا بریم ناهار
ات: باشه شما برید منم میام
همه رفتن جز جیمین انقدر ازش خجالت می‌کشیدم که نمی تونستم تو چشماش نگاه کنم اما وقتی اسممو صدا کرد مجبور شدم نگاش کنم
جیمین: ات ......م..من خیلی متأسفم واقعاً نمی خواستم این اتفاق بیوفته من فقط....
ات:مهم نیست الان دیگه مهم نیست مست بودی یا هر چیز دیگه ای
از کنارش رد شدم و رفتم تو آشپزخونه و شروع کردم به غذا خوردن
بعد از اینکه غذا خوردم رفتم تو سالن با پسرا پای تلویزیون بودیم که همون موقع کارو اومد داخل (دوست اته و ات همه ی ماجرا رو براش گفته)
کارو:تو چطوری روت شد به آت که مثل خواهرته تجاوز کنی ها(داد)
ات:کارو تو اینجا چیکار می‌کنی ؟
شوگا: چی گفتی ؟
کارو:گفتم
ات:مهم نیست
کارو: چی رو مهم نیست؟(بلند)
ات:کارو میشه دهنتو ببندی(داد)
کارو:ات چی داری میگی مغزتو شست و شو داده؟
جیهوپ:اصلا شماها درباره ی چی حرف میزنین
کارو:این اقا (رو به جیمین) دیشب به ات تجاوز کرده
همه:چی ؟!
جونگ کوک:جیمین راست میگه؟ ....تو که این کارو نکردی درسته؟
جیمین:م..من متاسفم
تا اینو گفت شوگا رفت سمتش و یه مشت زد تو صورتش که همه اومدن این دوتا رو از هم جدا کردن منم تا هیچکس هواسش نبود کلید های خونمو برداشتم و از اونجا رفتم بیرون
هوا سرد شده بود و همه با کاپشن بودن و فقط من اسکل بودم که با شلوارک و تاپ بیرون بودم
بلاخره بعد از کلی وقت پیاده روی رسیدم دم خونه درو باز کردم و افتادم رو مبل
ات:ای کاش با ماشین اومده بودم ....وایسا ببینم جیمین سالمه؟ ..اصلا به من چه .....ولی من دوسش دارم اونم هفت ساله....عجب گیری کردما
داشتم به این چیزا فکر می کردم که نفهمیدم چی شد و از بدن درد زیاد خوابم برد
دیدگاه ها (۹)

عضو هشتم خواهر شوگایی و جیمین پارت سوم با صدای زنگ خونه بیدا...

عضو هشتم خواهر شوگایی و جیمینپارت چهارم داشتم حال می کردم(🤣)...

عضو هشتم خواهر شوگایی و جیمین ....پارت اول با صدای در سرمو ا...

وقتی تو مسابقه آسیب می‌بینیپارت پنجم شوگا:احمقا سه قلوعه.......

خون آشام من My vampire 🦇 part19 لوری: دوست پسرم ات: خب به عن...

خون آشام من My vampire 🦇 part18ویو ات یهو درو زدن رفتم درو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط