عشق خونین

《 عشق خونین 》
پارت ۴۵

از جلو جیمین کنار رفت سمته سالن رفت و بعد از خوش‌آمد گویی سوی جانگ و سویون رو مبل نشست جیمین زود رفت کنار ات نشست
جیمین : ات چرا از دستم ناراحتی
ات روبه سوی جانگ کرد
ات : جانگ میشه بهش بگی باهاش قهرم
سوی جانگ: میگه باهات قهره
جیمین : هیونگ جانگ میشه بهش بگی مگه من چیکار کنم
سوی جانگ: میگه من چیکار کردم
ات : بهش بگو چرا جواب تماس هام رو نداد
سوی جانگ: میگه جواب.... ایی بابا چرا اینجوری می‌کنید
جیمین : هیونگ چانگ میشه بهش بگی داشتم درس میخوندم
سوی جانگ نفس کلافه ای کشید
سوی جانگ: همین که این گفت
ات : جانگ بهش بگو هر چی باشه باید جوابم رو میداد
سوی جانگ: همین که اون گفت
جیمین : هیونگ بهش بگو معذرت میخواهم خب
سوی جانگ: همین که این گفت
ات : بازم هر چی باشه ازش قهرم
سوی جانگ: همین که اون گفت
سویون: امممم تا کی میخواهی ادامه بدین سر درد گرفتم
ات : ایی دخترم ببخشید دیگه این بحث رو تموم میکنیم
ات بلند شد سمته اتاقش می‌رفت که سویون گفت
سویون : اونی کجا
ات : این لباسم رو عوض کنم و دوشی بگیرم خستم
سویون : باشه برو
تقی به در زده شد و اجوما در رو باز کرد جین وارد سالن شد
ات : خوش اومدی هیونگ
سمته جین رفت و در اغوشش گرفت بعد از بغلی از هم جدا شدن
ات : برو تو منم میام
جین : حتما لیدی
جین سمته سالن رفت و ات هم سمته اتاقش ..
مشغول عوض کردن لباس هایش بود ناگهان یاد جیمین افتاد که اذیت کردنش چه حالی بهش میداد ... خنده ای کرد و لب پایینش را گاز گرفت شلوار آبی با پیراهن آبی رنگ و موهایش رو راه کرد رو شانه هایش و ناگهان مردمک چشم هایش افتاد رو میز آرایش......
ات ... چه اشکالی داره که آرایشی بکنم نه نمیشه من تو خونم دوتا پسر دارم پس آرایشی وجود نداره برام
از اتاق خارج شد و سمته سالن رفت
جین نشسته بود و جیمین کتاب های درسی رو نشونش میداد ات رفت کنار جیمین نشست و گفت
ات : جین چرا دیر کردی گفتم سر شب بیا
جین : ببخشید ترافیک موندم
جیمین : پس برام اون کتاب رو میخری

اسلاید ۲ لباس ات
دیدگاه ها (۵)

《عشق خونین 》پا ت ۴۶جیمین : پس برام اون کتاب رو میخری جین : آ...

《 عشق خونین 》پارت ۴۷ات جلو اینه نشسته بود و با لباس بلند قرم...

آممممممم پسرم رو نگاه کنید

《عشق خونین 》پارت ۴۴جیمین : دلم میخواد به ات زنگ بزنم دلم برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط