من در نیمه گشوده را باز کردم ...
من در نیمه گشوده را باز کردم ...
تـــــــــــــو شـــــــــمـــــع را دیــــدی
تـــرســـــــــیدی
پا پس کشیدی
مـــــن ماندم ...
آنجا شمع مقصر بود یا عشق
کســــــی نمیداند ...
کـــــسی نمیداند ...!
کسی نمیداند که چرا پراونه سوخت ...
فقــــط همین بـــــس ...
که ...
که ... تا لحظه آخـر ...
پروانه دور شمع میگشت که سوخت ...
تـــــــــــــو شـــــــــمـــــع را دیــــدی
تـــرســـــــــیدی
پا پس کشیدی
مـــــن ماندم ...
آنجا شمع مقصر بود یا عشق
کســــــی نمیداند ...
کـــــسی نمیداند ...!
کسی نمیداند که چرا پراونه سوخت ...
فقــــط همین بـــــس ...
که ...
که ... تا لحظه آخـر ...
پروانه دور شمع میگشت که سوخت ...
- ۶۵۲
- ۲۵ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط