رمان ملک قلبم

رمان ملک قلبم


پارت ۴۰

دیانا، فعلا که شده

ارسلان، بگو دیگه

دیانا،نمیخوام ولم کن

ارسلان، عه یعنی چی چیشده

دیانا،......

ارسلان، وا
رسیدیم رستوران رفتیم نشستیم رو میزی که دوتا صندلی داشت

دیانا، دستمو گذاشتم رو میز بعد سرمو گذاشتم رو دستم ارسلانم کنارم نشسته بود

ارسلان، دستمو بردم سمت سرش آروم نازش میکردم

دیانا، دلم درد می‌کرد میخواستم جیغ بزنم دستشو گذاشتم رو سرم نازم میکرد
دیدگاه ها (۱)

وقتی میرین مهمونی ولی ...دیدم میا چشمک زد و حواس ته رو پرت ک...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part73مچ دستمو گرفت و بلندشدآراد:میریم یجای د...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:13(ویو یونسو)تو دانشگاه بودم ...

وقتی بچتون گم میشه P³با یکم سردی گفت *عزیز دلم بازم باید حوا...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 013"""""""""""""""""""""""""""""""...

کپشن مهمههه🐥🎀عروسک من😈🔞پارت نوزدهم "فرشته"موهای موج دارمو شا...

چند پارتی (درخواستی)

KIM V

Part ¹⁷ویو لیلیاومدم تو اتاق خودمو جونگکوک نشستم رو تخت هعی ...

آخرین دعا 36

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط