{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوکی گرفتمش

ᴵ ᶠᵃˡˡ ᶦⁿ ˡᵒᵛᵉ ʷᶦᵗʰ ᵃ ᵈᵉᵐᵒⁿ | ᵖᵃʳᵗ ⁶
-کوکی!! گرفتمش!!
دستش پشت گردن تهیونگ رفت و محکم لب هاشو روی لب های تهیونگ کوبید و دنیا متوقف شد...
شیرین... لب هاش شیرین تر از هر عسلی و پاک تر از هر پاکی...
رایحش خوشبو ترین عطر و چهرش زیباترین چهره ای که جهان به خود دیده...
مثل کسی که تا به حال طعم اب رو نچشیده و اولین باره بود... نه اب معمولی... نه هر ابی... ابی که از بهشت سرازیر می شد... ابی که از بهشت جاری شده بود تو جهنم فقط برای جونگکوک...
با ولع لب هاش رو میبوسید و لب های معصومش رو با لب های شیطانیش الوده میکرد... این قطعا بزرگترین ولی شیرین ترین گناهش میبود.
حشره ها با بوسشون به پرواز در میومدن و فضایی رویایی ساخته بودند... باد لای موهاشون میرقصید...
از لب هاش جدا شد.
اگه پیداشون میکردن قطعا امگاش رو ازش میگرفتن... قطعا اینکارو میکردن...باید زودتر انجامش میداد
-تهیونگ؟
-هوم؟
در حالی که روی سینه جونگکوک خط های نامفهومی میکشید گفت.
-اگه بگم میخوام تا اخر مال خودم باشی قبول میکنی؟
تهیونگ به چشم هاش زل زد.
-اگه بخای ولم کن-
-هیچوقت اینو نگو و مطمعن باش تا اخرین ثانیه عمرم... دقیقه به دقیقه عمرم قراره بپرستمت ته...
تهیونگ انگشت کوچیکش رو جلو اورد.
-قول؟
جونگکوک خندید و انگشتش رو بوسید و انگشت بزرگش رو با انگشت کوچک تهیونگ پیچید.
-قول...
-پس... قبوله!
در حالی که تهیونگ روی پاش بود بلند شد و نشست.
-ببخشید شکوفه من ولی... یکم قراره درد داشته باشه...
و بعد از بوسیدن گردنش نفس عمیقی کشید و گاز ارومی گرفت و دندون های نیشش رو تو گردن پاک دست نخورده و عسلی رنگش فرو کرد.
تهیونگ زد زیر گریه ولی اون به کارش ادامه داد و چند دقیقه بعد تهیونگ به خواب رفت و کار جونگکوک هم تموم شد.
-ببخشید زیبای من...
و بوسه ای رو مارکش گذاشت و پشت گردنش رو مالید و سمت کلبه راه افتاد.
...
روی تخت گذاشتش و بوسه ای روی اشک های خشک شده اش گذاشت...
~~~~~~~~~~
نظرات فراموش نشههه✨🪽
ˡᶦᵏᵉ:⁵⁰
دیدگاه ها (۵۴)

ᴵ ᶠᵃˡˡ ᶦⁿ ˡᵒᵛᵉ ʷᶦᵗʰ ᵃ ᵈᵉᵐᵒⁿ | ᵖᵃʳᵗ ⁷مدام چیز های مقوی بخوردش...

ₘᵧ ₗᵢₜₜₗₑ ᵦₐₗₗₑᵣᵢₙₐ | ₚₐᵣₜ ₅طی اصرار های فراوان بلاخره جیمین...

ₘᵧ ₗᵢₜₜₗₑ ᵦₐₗₗₑᵣᵢₙₐ | ₚₐᵣₜ ₄چرخید که یونگی که فقط شلوار پاش ...

200 تایی شدیممم😭خیلی خوشحالمممم💃💃اصن فک نمیکردم که اگه فیکم ...

ادامه پارت 135بوسه پر از خشم،دلتنگی،جدایی،حسرت،پشیمانی و صد ...

ᴵ ᶠᵃˡˡ ᶦⁿ ˡᵒᵛᵉ ʷᶦᵗʰ ᵃ ᵈᵉᵐᵒⁿ | ᵖᵃʳᵗ ²⁴چندماه بعد...یونگی، جیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط