لجبازجذاب P

لجباز_جذاب P27

÷زنگ زدم بابا.. گفتش برای یه کار مهم اومده.. شراکت..
+با کی؟
÷نمیدونم.. گفت مهمه باید باهامون حرف بزنه.. اما عجیبه تا حالا باهمون در این موضوع ها حرف نزده..
+اووم
حالا... به نظرتون.. منو تو بیمارستان ببینه خوبه؟
$معلومه که نه
+خب؟ باید بیام خونه دیگه اگه نباشم شک میکنه.. درسته؟
$اوفف باید با دکترش حرف بزنم
+افرین مامانی... افرین
÷دکتر گفت میتونه مرخص شه اما مسئولیتش به عهده خودمونه..
+اشکال نداره.. پس میام.. مامان لباسمو بده از این لباس خیلی بدم میاد..
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بلاخره بعد از چند مین رسیدیم خونه... ساعت 09:00 بود... منم سرم تو گوشیم بوود که کوک بهم پیام داد..
پیام کوک و ات
_سلام
+سلام
_امشب یا فردا قراره یه خبر خیلی خوب بشنوی..
+خبر؟
_اره.. تازه قراره همدیگروو ببینیم.. خب فعلا بای..
ـــــــــــــــ
+چییی؟
÷چیزی شده؟
+نهه دوستمه..
÷دوستت؟ آیو عه؟
+عاا اره
÷چی میگه نکنه درمورد منه؟
+خخ نههه
که یهو بابا اومد..
علامت بابا ات (=)
=بچه هاااا
+واااای بابایییی! خوش اومدیییی
=قدت بلند شدهه..
÷سلام بابا
=اوه تو که بیشتر..
مامانتون کجاست؟
$منو نادیده میگیری...؟ دارم برات..
=معلومه که نهههه..
همدیگرو بغل کردن.. و...
+عاااه حوصله دیدن این صحنه رو ندارمم..
÷ حالمم بد شد.. ات..
+چیه؟
÷فکر کنم قراره شوهر دار بشی
+مرضضض... ایشاالله یه زن عین خودم گیرت بیاد تا دیگه تو باشی... از این حرفا بزنی مثلا..
÷لابد آیو؟
+افرین زدی تو حال... نکنه دوسش داری..
÷نه
+چرا جدیدا خیلی درموردش حرف میزنی...
÷کی حرف زدم.. نه خیرم
+چرااا معلومه همین امروز.. بابا قشنگه میشه از چشات خوند..
÷بس کن..
+تو شروع کردی عشقم.. دوسش دارییی میدونم
÷گفتم نههه
+چرا چرا چرا چرا چرا..
÷ات اون رو مو بالا نیارر (فقط دعوا خواهر برادری رو داشته باشین)
+خیلی خب... مامااااااااان(با داد)
÷ات ساکت شووو... هیچی نگووو..(یوااش)
+تهیونگگگگ(با داد)
÷با تو اممم.. باشه باشه قبول دوسش دارم.. خوبه؟ حالا ساکت (یواش)
دیدگاه ها (۱)

لجباز_جذاب P28 بعد از یک انتقام حسابی و اعتراف خیلی بزرگ.. ...

لجباز_جذاب p29_ دیگه حق نداری کسی رو بغل کنی.. +چییی؟ واقعا ...

لجباز_جذابP26وقتی رسیدم خونه تهیونگ و مامان با عصبانیت داشتن...

لجباز_جذابP25 +نمیتونممم_هفف ات نزار عصبی بشم.. +اخهه_به هیچ...

و تهیونگ سوار ماشین میشه و اب و مسکن رو بهت میده تهیونگ: بیا...

پارتت هفدهم ببخشید قشنگام که یه مدت نبودم واقعا شرایطش رو ند...

جیمین فیک زندگی پارت ۷۰#

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط