{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدايا!

خدايا!
من دلم قرصه!
كسي غير از تو با من نيست
خيالت از زمين راحت ،
كه حتي روز روشن نيست
كسي اينجا نميبينه، كه دنيا زير چشماته
يه عمره يادمون رفته، زمين دار مكافاته
فراموشم شده گاهي، كه اين پايين چه ها كردم
كه روزي بايد از اينجا، بازم پيش تو برگردم
خدايا وقت برگشتن،

يه كم با من مدارا كن

شنيدم گرمه آغوشت

اگه ميشه منم جا كن
دیدگاه ها (۲)

P³⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

پارت: 17 (بخش3) **زاویه دید: زین**بدونِ اینکه برگردم سمتش، ب...

رمان تو خود منی

### اپیلوگ: ردپای آرامش در شن‌های ساحلپنج سال بعد...صدای برخ...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

فرازهایی زیبا, از صلوات ضراب اصفهانی در مدح و ستایش و دعا بر...

Part 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط