{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی وفایی تا به کی، از پا فتادم نازنین

بی وفایی تا به کی، از پا فتادم نازنین
بر دلم از عشق تو، داغی نهادم نازنین
من که همچون کوه بودم در دیار عاشقان
همچو کاهم کردی و دادی به بادم نازنین
سوختم در عشق تو دیروز، وقتی ناگهان
شعری از دیوان تو آمد به یادم نازنین
آنقدر نالیدم از دست تو در دامان عشق
تا خموش افتادم و گویی نزادم نازنین
رفتی و با رفتنت در کوچه باغ سینه ام
خاطرات مانده را بر باد دادم نازنین.
دیدگاه ها (۷)

بی وفایی تا به کی، از پا فتادم نازنینبر دلم از عشق تو، داغی ...

بی وفایی تا به کی، از پا فتادم نازنینبر دلم از عشق تو، داغی ...

بی وفایی تا به کی، از پا فتادم نازنینبر دلم از عشق تو، داغی ...

بی وفایی تا به کی، از پا فتادم نازنینبر دلم از عشق تو، داغی ...

تو هوایے ، نفسے ، جان منے ، میفهمی؟ توشفایی، همه درمان منے ...

تو هوایے ، نفسے ، جان منے ، میفهمی؟ توشفایی، همه درمان منے ...

سخن از جدایی می گویی و جای خالیت در خاطراتی که معنادارترین ل...

سخن از جدایی می گویی و جای خالیت در خاطراتی که معنادارترین ل...

فضل الله شیرانی شاعر اصفهانی

ایران علیکرمی شاعر گیلانغربی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط