{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✍🏼📚دختر و خنده‌اش، در دلِ شبِ بی‌ستاره

✍🏼📚دختر و خنده‌اش، در دلِ شبِ بی‌ستاره
خنده‌اش مثلِ یک شمعِ کوچک
در تاریکیِ مطلق، می‌رقصد

شب، سنگین و ساکت
اما خنده‌ی او
دیوارهای تاریک را می‌شکافد
نور می‌دهد به گوشه‌های کج‌وکوله‌ی ذهن

او می‌خندد
نه برای کسی
نه برای چیزی
فقط برای اینکه
شب، طولانی‌تر از آن است که بتواند
سنگین بماند

خنده‌اش، مثلِ بارانِ بهاری
روی زمینِ خشکِ شب
می‌ریزد
و شب، ناگهان
سبک می‌شود
مثلِ یک رویایِ شیرین
که صبح را به یاد می‌آورد.
#نوشته_های_یک_زن
دیدگاه ها (۱)

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

خاطراتِ معلق در نور

پارت ۱۱ ..... آخرین نقشه

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ³شب بود. عمارت ساکت‌تر ا...

هوش: خیلی بالا 🧠استراتژی: ⭐⭐⭐⭐⭐خونسردی: ⭐⭐⭐⭐⭐اعتماد به دیگرا...

پارت دوم رمانم حمایت کنین لطفا جینگولیا

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

پارت ۷

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

From Hatred to My Love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط