{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✍🏼📚دختر و خنده‌اش، در دلِ شبِ بی‌ستاره

✍🏼📚دختر و خنده‌اش، در دلِ شبِ بی‌ستاره
خنده‌اش مثلِ یک شمعِ کوچک
در تاریکیِ مطلق، می‌رقصد

شب، سنگین و ساکت
اما خنده‌ی او
دیوارهای تاریک را می‌شکافد
نور می‌دهد به گوشه‌های کج‌وکوله‌ی ذهن

او می‌خندد
نه برای کسی
نه برای چیزی
فقط برای اینکه
شب، طولانی‌تر از آن است که بتواند
سنگین بماند

خنده‌اش، مثلِ بارانِ بهاری
روی زمینِ خشکِ شب
می‌ریزد
و شب، ناگهان
سبک می‌شود
مثلِ یک رویایِ شیرین
که صبح را به یاد می‌آورد.
#نوشته_های_یک_زن
دیدگاه ها (۰)

✍🏼دختر،راه می‌رود در جاده‌ای بی‌انتها،تنها،با کفش‌هایی پاره،...

✍🏼تنهایی،گوشه‌ای از خیابان،سایه ای بلند،و دختر،گم‌شده در میا...

✍🏼دختر تنها، کنار مرداب ایستادهآینه‌ی آب، چهره‌اش را می‌بلعد...

✍🏼دختر،چشم‌هایش،باز می‌شود با نورِ صبح.لبخندی،بر لبانش می‌نش...

Burned Wings galaxy

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 2Part: 30جونگکوک و مین سو به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط