{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گذشته ی من گذشت ..!

گذشته ی من گذشت ..!
حتی می توانم بگویم درگذشت…
و من برایش ماهها و روزها سوگواری و سکوت کردم …..
خاطراتم را زیر و رو کردم و ای کاشهای فراوان گفتم ..!
ولی دیگر بس است !
من به شروعی دیگر می اندیشم
و به شروع زندگی دیگر
و حس ناب تازه شدن ....
M
دیدگاه ها (۳)

M

همیشه میشه تموم کرد فقط بعضی اوقات دیگه نمیشه دوباره شروع کر...

آیــنه ی من ... چشـــم های توســت ... هیــچ گاه آن را از مــ...

بعضیام هستن که یه جور خاص دوس داشتنی ان، یه جور عجیب دلنشینن...

ادامه پارت 17

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۴"☆ویو هانا☆چند دقیقه گذشت.دیگه گریه نمی‌کردم، ا...

چند روز از تصمیم ات برای موندن گذشته بود.رابطه‌شون دیگه مثل ...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁵﴿ویو تهیونگ﴾بعضی آدم‌ها...بدون اینکه ب...

پارت ۵۷

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 یازدهم: حصارِ خانوادگی ...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۵"☆ویو هانا☆چند ثانیه فقط به تهیونگ نگاه کردم.هن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط