پارت کما
⭐پارت ۲۳/کما⭐
+تهیونگ رفت شرکت و من دوش گرفتم و رفتم اتاقم تا لباسامو بپوشم یه کت و شلوار سیاه پوشیدم که کمر بازیکن خیلی خود نمایی میکرد پوشیدم ساعت مچیه سیاهمم زدم و یه آرایش خیلی خفن کردم پیر سینگامم که جای خود دارند.(اسلاید های بعدی لباس و میکاپ آت)اصلا اوفف خیلی کراش شده بودم ... بعد از یک ربع دنبال سوئیچ موتورم گشتن ،تو جیب کت و شلوار تهیونگ پیداش کردم و سوار موتورم شدم و رفتم شرکت ..
(یک ربع بعد)
+وقتی رسیدم پیاده شدم و کلاه ایمنی مو که اونم سیاه بود رو برداشتم رفتم شرکت همه چششون رو من بود البته باید میبود ...
>اون خانم کیمه؟
>واوووو خیلی جیگر شده
>همونیه که تو کما بود ببین چقدر سر حال شده
>برادر آقای کیمه بای م مثل اون جذاب باشه
>شبیه سلبریتی ها شده
...
+با اعتماد به نفس رفتم سمت اتاق تهیونگ ولی ما حق نداشتیم تو شرکت صمیمی حرف بزنیم یا اسممون رو صدا کنیم..
آت:سلام آقای کیم خسته نباشد من حالم بهتر شده دیگه گفتم بیام شرکت
تهیونگ:آت تو اینجا نه چیزه خانم کیم شما باید بیشتر استراحت میکردید لازم نبود اینقدر زود بیاید
آت:زوده؟خب میدونی دلم واسه دوست پسرم تنگ شده بود
(چند ساعت پیش)
+یعنی واقعا دوسم داره؟خب من به اون خیلی وقته که حس دارم ولی حسمو سر کوب کردم ولی اگر اون بهم اعتراف کرده چه دلیلی دارم ردش کنم؟میتونم بپذیرمش؟ولی خیلی خیت میشه با برادرت وارد رابطه بشی
وایسا ببینم اون که برادر ناتنیته. ولی خب بازم بعد میشه دیگه...وای دارم دیوونه میشم فقط به صدای اعماق درونم گوش میدم.
اره از الان به بعد آقای کیم دوست پسر خانم کیمه..
(زمان حال)
-پشمام چقدر زود نظرش عوض شد.واقعا منو میگه؟
تهیونگ:منو میگی ؟واقعا؟
آت:واااا خیلی اعتماد به سقف داری ها منظورم آقای جئون بود..
تهیونگ:چیییی؟کوک؟؟؟
جونگ کوک:آقای کیم میتونم بیام تو....
تهیونگ:عجب حلال زاده ای بیا تو
جونگ کوک:واوووو آت چقدر عوض شدی
آت:بهتر شدم یا بدتر؟
جونگ کوک:خیلی جیگر شدی خیلی زیادددد
آت:واقعا مرسییی
تهیونگ:خوشگل؟عمراً.کجاش خوشگله؟نگو که دوسش داری؟زود باش بگو ببینم دوسش داری؟هان؟(حسودی خیلی کیوت از مافیا خشنمون بعیده😂)
نظرتون برام مهمه و اینکه اون قلب بی صاحابو بزن ما داریم اینجا زحمت میکشیم
واسه ادامشبیا تو پیجم و برای اینکه گمم نکنی فالوم کن💗
+تهیونگ رفت شرکت و من دوش گرفتم و رفتم اتاقم تا لباسامو بپوشم یه کت و شلوار سیاه پوشیدم که کمر بازیکن خیلی خود نمایی میکرد پوشیدم ساعت مچیه سیاهمم زدم و یه آرایش خیلی خفن کردم پیر سینگامم که جای خود دارند.(اسلاید های بعدی لباس و میکاپ آت)اصلا اوفف خیلی کراش شده بودم ... بعد از یک ربع دنبال سوئیچ موتورم گشتن ،تو جیب کت و شلوار تهیونگ پیداش کردم و سوار موتورم شدم و رفتم شرکت ..
(یک ربع بعد)
+وقتی رسیدم پیاده شدم و کلاه ایمنی مو که اونم سیاه بود رو برداشتم رفتم شرکت همه چششون رو من بود البته باید میبود ...
>اون خانم کیمه؟
>واوووو خیلی جیگر شده
>همونیه که تو کما بود ببین چقدر سر حال شده
>برادر آقای کیمه بای م مثل اون جذاب باشه
>شبیه سلبریتی ها شده
...
+با اعتماد به نفس رفتم سمت اتاق تهیونگ ولی ما حق نداشتیم تو شرکت صمیمی حرف بزنیم یا اسممون رو صدا کنیم..
آت:سلام آقای کیم خسته نباشد من حالم بهتر شده دیگه گفتم بیام شرکت
تهیونگ:آت تو اینجا نه چیزه خانم کیم شما باید بیشتر استراحت میکردید لازم نبود اینقدر زود بیاید
آت:زوده؟خب میدونی دلم واسه دوست پسرم تنگ شده بود
(چند ساعت پیش)
+یعنی واقعا دوسم داره؟خب من به اون خیلی وقته که حس دارم ولی حسمو سر کوب کردم ولی اگر اون بهم اعتراف کرده چه دلیلی دارم ردش کنم؟میتونم بپذیرمش؟ولی خیلی خیت میشه با برادرت وارد رابطه بشی
وایسا ببینم اون که برادر ناتنیته. ولی خب بازم بعد میشه دیگه...وای دارم دیوونه میشم فقط به صدای اعماق درونم گوش میدم.
اره از الان به بعد آقای کیم دوست پسر خانم کیمه..
(زمان حال)
-پشمام چقدر زود نظرش عوض شد.واقعا منو میگه؟
تهیونگ:منو میگی ؟واقعا؟
آت:واااا خیلی اعتماد به سقف داری ها منظورم آقای جئون بود..
تهیونگ:چیییی؟کوک؟؟؟
جونگ کوک:آقای کیم میتونم بیام تو....
تهیونگ:عجب حلال زاده ای بیا تو
جونگ کوک:واوووو آت چقدر عوض شدی
آت:بهتر شدم یا بدتر؟
جونگ کوک:خیلی جیگر شدی خیلی زیادددد
آت:واقعا مرسییی
تهیونگ:خوشگل؟عمراً.کجاش خوشگله؟نگو که دوسش داری؟زود باش بگو ببینم دوسش داری؟هان؟(حسودی خیلی کیوت از مافیا خشنمون بعیده😂)
نظرتون برام مهمه و اینکه اون قلب بی صاحابو بزن ما داریم اینجا زحمت میکشیم
واسه ادامشبیا تو پیجم و برای اینکه گمم نکنی فالوم کن💗
- ۳.۷k
- ۳۰ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط