{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به جرم اینکه ندارم پدر زدند مرا

به جرم اینکه ندارم پدر زدند مرا
شبیه مادر در پشت در زدند مرا
خبر نداشتم این ها چقدر نامردند
خبر نداشتم و بی خبر زدند مرا
خدا کند که عمویم ندیده باشد، چون
پدر درست همین دور و بر زدند مرا
پدر، وقت غذا تازیانه می آمد
نه ظهر و شام که حتی سحر زدند مرا
سرم سلامت از این کوچه ها عبور نکرد
چقدر مثلِ تو ای همسفر زدند مرا
چه بینِ طشت، چه بر نیزه ها زدند تو را
چه در خرابه، چه در رهگذر زدند مرا
چه چشم زخم، چه زخمِ زبان، چه زخمِ سنان
اگر نظر کنی از هر نظر زدند مرا
فقط نه کعبِ نِیّ و تازیانه و سیلی
سپر نداشتم و با سپر زدند مرا
پدر من از سرِ حرفم نیامدم پائین
پدر پدر گفتم هر قَدر زدند مرا
مگر به یادِ که افتاده اند دشمن ها
که بینِ این همه زن بیشتر زدند مرا؟
زدند مادرتان را چهل نفر یکبار
ولی چهل منزل صد نفر زدند مرا
دیدگاه ها (۴)

عبدالله ابن الحسندست دردست کسی که جگرش غم داردداشت می دید که...

جلوهءروی پنجتن قاسماِبنِ اِبنِ ابوالحسن قاسمماه رخسارِانجمن ...

با احتیاط لاله ی ما را پیاده کنعباس جان، سه ساله ی ما را پیا...

بنام آنکه مرا زاده ی مُحَرم کردسپس مرا به جنونم کشیدو مَحرَم...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

Theft on the Wedding Contract Night PART: ONE امروز یکی از ب...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۱۹ | بازی شروع شدهانا چند ثانیه ب...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁷ | پارتـ ⁷🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

My lovely neighbor part : 64

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط