love is a killer

love is a killer
p.³⁰
ات ویو
( تهیونگ داشت میومد نزدیکم منم میرفتم عقب تا این که خوردم به دیوار تهیونگ سرش رو نزدیکم کردم منم رفتم تو حس و چشمام رو بستم که یکی در زد اههههه مزاحم)
- بله؟
● ارباب مهمونا اومدن
- الا میایم ( یک از ات فاصله گرفت و از تو جیب کتش یه گردنبند بیرون آورد )
- اینو برا تو گرفتم گفتم بهت میاد
خیلی قشنگه مرسی
نویسنده ویو
( خب بزارید خلاصه کنم چون گشادیم میاد بنویسم خب تهیونگ گردنبند رو گردن ات کرد و رفتن پایین و همه مهمونا اومدن )
- میشه لطفا یدقیقه حواس ها اینجا ( از تو بلندگو دارد حرف میزند )
- خب امروز میخوام یه چیزی بهتون بگم
- ات بیا ( آروم )
- ایشون لی ات دوست دختر بنده هستن و الان میخوام از شون بپرسم
-( جلوی ات زانو زد و یه انگشتر از جیبش در آورد )
- لیدی ات آیا مایلی بقیه عمرت رو با من بگذرونی ( از ات خاستگاری کرد)( هعی بعد ما هنوز سینگل به گوریم😑)
.................................................بله
- ( انگشتر رو دست ات کرد و بغلش کرد )
نویسنده ویو
( خب مهمونی تموم شد و نخود نخود هرکی رود خانه خود ات اینام رفتن خوابیدن ( آوی منحرف فقط خوابیدن نهذهیچی دیگه اوکی) )



















( فکر کردی تموم شد خب نشد ادامش 👇🏻)






























دِ برو دیگه هنوز میاد پایین تموم شد دیگه تامام
ببخشید اگه کم شد

اسلاید دوم: لباس ات
اسلاید سوم : گردنبند ات
اسلاید چهارم: استایل ته
دیدگاه ها (۲۰)

love is a killer p.³¹ات ویو ( صبح از خواب بیدار شدم نگاه به ...

love is a killer ادامه p.³¹- آخيش تموم شد فکر کنم سکته قلبی ...

love is a killer p.²⁹ات ویو ( امروز روز مهمونی بود خیلی استر...

love is a killer p.²⁸ات ویو ( صبحونه خوردیم و سوار ماشین شدی...

و تهیونگ سوار ماشین میشه و اب و مسکن رو بهت میده تهیونگ: بیا...

part:8

گل وحشی منپارت ۱ ساعت ۷:۴۰ویو ات حیح امروزم مثل همیشه باید م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط