{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مش غلوم هم عاقبت شد اهلِ دیش .

مش غلوم هم عاقبت شد اهلِ دیش .
آنتنی بگذاشت در ایوانِ خویش .
فیلم ها بر رویِ او تآثیر کرد .
کم کَمَک رفتارِ او تغییر کرد .
رفت و یارِ خوش اَدائی تور کرد .
دلبرِ بالا بلائی , جور کرد .
مش غلام , وضعش یه هو نا جورشد.س
زرت او , یکباره بد قمصور شد .
****متأسفانه نام شاعرش رانمیدانم ****
===============÷÷÷÷
امّا جوابیه من به مش غلوم ::::::::::


مَش غلومی : روزگارت شد سیاه .
در کمندِ ناله و اندوه و آه .

مشکلِ تو از وجودِ دیش نیست .
در هَوَسرانی , خبر از خویش نیست
.
تار و پودت را تو اِغوا می کنی .
دیش را , دانم که بر پا می کنی .

خوش صدا شد کبکِ تو , همچون خروس .
باز هم وا می دهی بر نو عروس .

توبه ای چون گرگ مرگ است , ای عظیم .
هر که پایش را برون کرد از گلیم .
===========÷÷÷=÷÷÷÷
شعرجوابیه از عبدالعظیم عربی = خوزستان.
دیدگاه ها (۳۱)

(((خسوف. نَبَوی )))بگو ای دل , چرا در آن شبِ تار .عصای دست...

***** عشق *****مست می باید شدن , از جامِ عشق .ناز می با...

*** تا به کِی ***با گرانی دست و پنجه نرم کردن , تا به کِ...

((( شیمی آلی )))درسِ شیمی را که گویند آلیه .لیک , آلی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط