{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی بود یکی نبود این دل من شکسته بود

یکی بود یکی نبود این دل من شکسته بود
زیر درخت بی نشون یه قاصدک نشسته بود
نمیدونم اون قاصدک برای چی نشسته بود
رفتم ازش سوال کنم اون چشماشو روم بسته بود
پاهای قاصدک دیگه توان راه رفتن نداشت
مگه اون قاصدک دیگه تو این دنیا کاری نداشت....... ...
دیدگاه ها (۲)

دنیا رابرای خودت بنویس!نه به خطی که قشنگ باشد,به خط خودت بنو...

چگونه استـــ حال من…با غمـــ ها می سازمــــ…باکنایه ها می سو...

هر لحظه در کنار منی عاشقانه تربا قلب عاشق و بدنی عاشقانه ترب...

❤دﻭﺳـﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﺣـﺮﻑ ﻧﯿـﺴـﺖﺑﻪ ﻭﻗﺘـﯿﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﯿﺬﺍﺭﻩﺑﻪ ﺍﺭﺯﺷﯿﻪ...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟔اون سیلی که به صورت ور...

(باکوگو دوستت دارم) پارت۵ ادامهکلاس تموم شد. من به سمت خوابگ...

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

فیک: زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت پنجم(اخر)(فرد...

«Last part» •sad rose•(-متن نامه-) (سلام اوپا،وقتی این نامه ...

★彡   Part 56 彡★ ( تهیونگ ) من چی گفتم؟اشتباهه.رینا هیچ وقت ن...

#تکپارتیموضوع:(وقتی برای اولین بار بدون میکاپ مارو میبینن و ...

#اونـ_مالـ_منهـPart20کوک:ته بغلم کرد و حواسش به زخمم هم بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط