{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شهریار

#شهریار
امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟
نوش دارویی و بعد مرگ سهراب آمدی
سنگدل! این زودتر می‌خواستی، حالا چرا؟
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز میهمان توام،فردا چرا؟
دیدگاه ها (۵)

#زیباست_بخونیددرلابلای ابر های تیره بود رویای امدن دوباره تو...

#من_شاه_شطرنجم گیرم که باخته ام !!!اما کسی جرات ندارد به من ...

#فروغ_فرخزاددخترک کنار پنجره تنها نشست وگفتای دختر بهار حسد ...

#پارت دومبه تعجبم پوزخند پر غروری زد و گفت‌:«خدارو شکر سالمی...

💌 نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سو...

«دیگر از مرگ نمی‌هراسم؛ خانه اصلی آنجاست»بابا...🖤🥀این روزها ...

😔🤲🤲 میلاد عرفان‌پورفریاد عطش... سوختن چلچله‌ها...افتاده میان...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

رقص مرگ و عشقp¹¹هنوز بخارِ آب تویِ حمام بود. جونگکوک یه حوله...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

پارت چهارکوک: چییییی ( داد )میسو: وای ساکت شویوری: چشیده جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط