{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♡چالش ده اعتراف♡

♡چالش ده اعتراف♡

1☆ اعتراف میکنم تا ده سالگی به همه حیوانات میگفتم مورچه حتی به گاو

2☆اعتراف میکنم یدفعه تو امتحان 4 اوردم:P

۳☆اعتراف میکنم یدفعه تو استخر میخواستم قوتم رو نشون بدم رفتم تو عمیق غرق شدم :-/

4☆اعتراف میکنم یه بار رفتم مدرسه کیفمو یادم رفت با خودم ببرم:)

5☆ اعتراف میکنم قشنگترین خوابی که دیدم مال وقتیه که بابام واسمون بستنی زمستونی اورد :-/////

6☆اعتراف میکنم یدفعه مامانم واسه خوراکی مدرسه برامون 30تا شیرین عسل اورد همشو گرفتم خوردم 《اشغالاشم مینداختم پشت بخاری و یخچال و کمد》

7☆اعتراف میکنم یه دفعه زنگ خونه مردم رو زدم بعد وایسادم ببینم چی میشه:-/

8☆اعتراف میکنم یه دفعه وسط امتحان یه پلاستیک تخمه در اوردم همونجا خوردم :-/

9☆اعتراف میکنم هنوز وقتی مشقامو مینویسم و مدادمو تراش میکنم اشغالاشو پخش میکنم دور و برم تا معلوم نباشه :-/

10☆اعتراف میکنم قبلا وقتی فوتبال شروع میشد میرفتم تیپ میزدم تا بازیکنا از تو تلفزیون منو ببینن و عاشقم بشن !!

$اینم از اعترافهای من $
نظر یادتون نره@@
دیدگاه ها (۱۰)

عاااشق این اهنگشونم عااااشق

#MESSI

مخصوص مسییییییی#MESSI

این یه عکس دیگه از خودم تو اشپزخونهتو اون عکس موهام بسته بود...

#قلبی_در_دو_بدنP1*ویو ات*ساعت شیش صبح با صدای زنگ گوشیم از خ...

رمان آرام باش

#قلبی_در_دو_بدنP4رفتم تو حیاط شروع کردم به خوندم کتاب که یهو...

رمان گرفتار تو ✨️ =پارت اول ویو تهیونگ سلام اسم من کیم تهیون...

پارت ۵وییوی وونهو:شکه شدم از کارش به صورتش که نگاه کردم تو چ...

آخرین دعا 16

Otagh baghli Part 55«ویو جونگکوک‌»جرعه ای از قهوه ام خوردم و...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۴(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان:۴:۵۲)**با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط