{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روان چون چشمه بودم، جذبه‌ات خشکاند و چوبم کرد

روان چون چشمه بودم، جذبه‌ات خشکاند و چوبم کرد

بنازم آن نگاهت را که درجا میخ‌کوبم کرد

شب و روزِ مرا در برزخ یک لحظه جا دادی

طلوعم داد لبخند تو و اخمت غروبم کرد

کنون از گرد و خاک عشق‌های پیش از این پاکم

که سیلاب تو از هر رویدادی رُفت‌و‌روبم کرد

تَنَت تلفیقِ گُنگِ عنصر باد است با آتش

نفس‌هایت شمالی سرد، لب‌هایت جنوبم کرد

دوا؟ جادو؟ نمی‌دانم، شفا در حرف‌هایت بود

نمی‌دانم چه در خود داشت اما خوب خوبم کرد!
دیدگاه ها (۳)

پـاییز را دوسـت دارم چـون مـعافم مـی کـند....از پـنهان کـردن...

گوش کن....صدای نفس های پاییزی را میشنوی؟؟؟؟واین زیباترین فصل...

دنیا آنقدر بزرگ است که برای همه جایی برای زیستن دارد . پس سع...

ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ، ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ: ﯾﮏ ﺑﺎ...

روان چون چشمه بودم، جذبه‌ات خشکاند و چوبم کردبنازم آن نگاهت ...

روان چون چشمه بودم، جذبه‌ات خشکاند و چوبم کرد بنازم آن نگاهت...

شاعر: مهدی عابدیروان چون چشمه بودم، جذبه‌ات خشکاند و چوبم کر...

روان چون چشمه بودم، جذبه‌ات خشکاند و چوبم کردبنازم آن نگاهت ...

روان چون چشمه بودم؛جذبه ات خشکاند و چوبم کردبنازم آن نگاهت ر...

کیا لوس و لجبازند این اهنگ تقدیم شماااا🫠#عاشقانه #ستایش_قلب_...

هرچی غمه مال منه🖤#عاشقانه #غمگین #احساسی#ویسگون #لایک_بازنش...

#تـღـو ↬ را میخواهمبرای پنجاه سالگیشصت سالگیهفتاد سالگی#تـღـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط