{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم شبی به مهدی بردی دلم ز دستم من منتظر به راهت شب تا

گفتم شبی به مهدی بردی دلم ز دستم من منتظر به راهت شب تا سحر نشستم گفتا حجاب وصلت باشد هوای نفست گرنفس را شکستی دستت رسد به دستم
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

پارت ۱۰آن شب، نخوابیدم. عکسِ پدرم را بارها و بارها نگاه کردم...

۷۰ لایک و کام ۳۰ بازنشرpart : ۳۴chapter : 2ویلیام با تعجب به...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟭𝟬𝟬صدای آرومش بین هیاهوی دو...

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 4 | راز مرد عنکبوتیاز اون شب چند روز گذشته بود.نیویو...

وقتی طراح لباسشی و اون عاشقته... ℙ𝕒𝕣𝕥۲نشستم جلو ماشین شروع ک...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط