{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۲۹


ددی_فاکر


دیگه ساعت تقریبا ۱۱ شب بود...
کوک با عصبانیت رفت تو عمارت

ساناکو:: یا دهنتو میبندی یا الان با یه تیر حرومت میکنم
یوری:: ولش این الدنگو ساناکو
سوبین:: گاایز کوک اومده😒🤣
یوری:: نمصن ببندش👀😂

کوک رفت و رو به روی ساناکو ایستاد...

ساناکو اخمی کرد و بهش نگاه کرد...
نگاهش افتاد رو دست زخمیش
یوری:: عههه چیشده
& رئیس اتفاقی افتاده؟!

کوک نزدیک ساناکو رفت و با مشت کوبوند تو صورتش...
سوبین:: هوووش لعنتی تو...

یوری سوبینو گرفت...
یوری:: وایسا بچه اوضارو بدتر نکن

کوک:: ک بامن لج میکنی آره...
ساناکو:: رئیس مگه...
کوک با لگد زد تو شکمش ک پرت شد...
کوک:: قوانین یادت رفت ک جواب تلفن نمیدادی هوم؟!

کوک رفت جلو و بلندش کرد...
کوک:: همین امشب همه قوانین رو واست بیاد میارم هرزه

کوک با مشت زد گوشه لبش ک جر خورد خونی شد

ساناکو:: آههه‍هه ب..بسهههه
کوک با هر قدمی ک جلو میرفت یه لگد بهش میزد و جیغ ساناکو هم بلند شده بود...
ساناکو:: ولم کننننن حرومزاده کثیییف😣

کوک عصبی تر بلندش کرد و دستش رو پیچوند...

@ رئیس خواهش میکنم تمومش کنین
& رئیس دست ساناکو هنوز درمان نشده کاملا

کوک برش گردوند و با پا زد تو قسمت گیجگاهیش و محکم پرتش کرد زمین...
ساناکو جیغی کشید که یوری رفت و بلندش کرد...
یوری:: ب..بیهوشه
کوک:: من اینو آدمش میکنم...

بعدش کوک رفت تو اتاقش...

یوری:: چرا وایسادین دکتر شخصیو خبر کنین
@ چشم😓
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴ددی_شوگره_اجباریه منسانامی:: حق..حق نهههه خواهش میکنمم...

پارت ۳۰ددی_فاکردکتر اومده بود بالا سر ساناکو...نیم ساعت بعد....

بـــیخیال شـــدنو یــاد بگـــیرلـــازم نـیــست هـــمه تـو ز‌...

پارت ۲۸ددی_فاکرسوبین:: اون حرومزاده کثیف وقتی بیاد ب حسابش م...

آبنبات تلخ

P. 13

آبنبات تلخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط