{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پ۸ف۲ مهرداد رفت باشگاهش میلاد هم رفت تمرین سحرم رفت پیش

پ۸ف۲ مهرداد رفت باشگاهش میلاد هم رفت تمرین سحرم رفت پیش خانواده بچگیش منم شروع کردم با مامان صحبت کردن +مامان _جانم +ی چیزی بگم _میشنوم +مهرداد از نازی خوشش اومده نازی دختر خوبیه ها خوشگل هم هست ... نزاشت بقیه اشو بگم _باش شماره خاله بده چند روز دیگ زنگ میزنم صحبت میکنم+مرسی مامان جوون شماره رو دادم رفتم توی اتاق و کمی با گوشیم ور رفتم و بعدش کتاب و تمرین ساعت ۷ بود مهرداد و میلاد و سحر اومدن در رو باز کردم سحر کلاه تولد گذاشت روی سرم سر خودشم بود مهرداد کیک دستش بود میلاد ۳ تا کادو مهرداد گفت+تولدتون مبارک عزیزای دلم دستمو کوبونوم توی سرم میلاد گفت_سوپرایز شد؟؟!!سحر گفت_فک نکنم +فردا اجرای تاتر دیوانگان دارم وایی تمرین هم نکردم آقای...میکشتم مهرداد گفت_خب حالا بیا جشن بگیریم بعدش تا صبح باهات تمرین میکنم+قول_قول مردونه تاشب جشن گرفتیم تا خوده صبح تمرین کردیم
دیدگاه ها (۰)

پ۴ف۴ شب ساعت ۱۰ مرخص شدیم و رفتیم خونه +مامان بیا دامادت اور...

پ۱۰ف۲ صبح ورزش کردم و کلی درس بازیگری خوندم ساعت ۱۱ رفتم بی...

پ۹ف۲ صبح زود دوش گرفتم و ورزش و صحبونه خوردم و با ماشینی ک ...

پارت۱۷ ساعت ۱۲ و نیم بود ک مامان ستین اومد توی اتاق _خسته نب...

پ۶ف۴ صبح زود سحر اومد و رفت توی اتاق میلاد با دیدن اشکان جیغ...

پ۱ف۳ صبح بیدار شدم کارای روز مرمو انجام دادم و آماده شدم برم...

پ۱۲ف۲ مراسم خواستگاری خونه یکی از دوستای خاله راضیه بود بعد ...

پارت 10بعد از چند دقیقه از جام بلند شدم و خودمو باشستن ظرفها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط