{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پ۶ف۴ صبح زود سحر اومد و رفت توی اتاق میلاد با دیدن اشکان

پ۶ف۴ صبح زود سحر اومد و رفت توی اتاق میلاد با دیدن اشکان جیغ زد با جیغ سحر همه بیدار شدیم با عجله رفتم سمت صدای جیغ دعوای سحر درو باز کردم خودمو هول دادم داخل _چرا ب من دروغ گفتی ها چرا بهم‌ نگفتی مگ قرار نشد بهم دروغ نگیم اینطوریه اشکان خان +دروغ مسلحتی میدونی چیه نخواستیم ناراحت شی کنکورتو خراب کنی بچه جون _تو یکی حرف نزن هرچی میکشم زیر سر توعه +مگ چی شده حالا ی تصادف کوچیک فقط دستش ی خورده آسیب دیده خوب میشه جیغ و دعوا نداره _گفتم شما ساکت اشکان خان تا نامزدیمون رو بهم‌ نزدم حرف بزن _ببین عزیزم چیزی نشده ی تصادف کوچیک کردم مهرداد و میلاد خواستن چیزی نگم چون خیلی برا کنکور زحمت کشیدی _بسه دیگ نمیخوام بشنوم رو ب میلاد و مهرداد کردم +قهر کرد این جیغ جیغو میلاد گفت_آره قشنگم چیزی نگو بریم سرکار آماده شدیم و رفتیم‌سرکار تمرین تاتر تا ساعت ۱ونیم بود ک حسابی خوب پیش رفت برگشتم خونه سحر قهر بود باید آشتیش میدادم
دیدگاه ها (۰)

پ۷ف۴ +سلام سحر جون آدم ک با عشقش قهر نمیکنه _عشقی ک دروغ بگه...

پ۸ف۴ با سحر تصمیم گرفتم برم خونه آقای... ساعت ۳ شد و آقای......

پ۵ف۴ مهراد آماده شد و رفتیم صبحونه خوردیم و رفتیم تاتر _سارا...

پ۴ف۴ شب ساعت ۱۰ مرخص شدیم و رفتیم خونه +مامان بیا دامادت اور...

پارت: 23 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت هشت صبح، راهروی دبیرس...

پ۱۱ف۲ صبح بیدار شدیم البته بیدارشون کردم خسته بودن تا عصر خ...

پ۲ف۴ +چی شده بگو چش شده اشکان _تو ک خوشت نمیومد دست تو بود س...

پ۱۳ف۲ کارای عقد و عروسی و کارامون رو انجام دادیم شب عقد رسید...

پ۷ف۲ ی جوری میلادو بغلم کردم ک سحر ب حرف اومد _خب حالا ی بغ...

پ۵ف۳ روز عقد سحر رسید خودمو خوشحال نشون دادم هر دفعه ک میدید...

پ۹ف۳ ی هفته گذشت و زخمام خوب شد بخیه امو باز کردن و آماده شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط