{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عــطر ِ تَنت روےپــیراهنـم مــانده ..امــروز بـویــیدَمَش

عــطر ِ تَنت روےپــیراهنـم مــانده ..امــروز بـویــیدَمَش
عمــیق ِ عمــیق ِ!
و با هـر نـفس
بـغــضم را سـنگین تر کردم!
و به یــاد آوردم
که دیـگر ،
تـنـت سـهم ِ
دیگرےست…
و غمــت سـهم ِ مــن!
دیدگاه ها (۸)

.شادی داشتنتشادی بغل کردنسازی ست کهدرست نمی‌شناسمشدرست می‌نو...

کاش می‌شدیک بار دیگردر را باز کنیمن با لبخند بیایم سمتتو تو ...

وقتی لب تو خنده زد

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

ای عشق! ای عمیق‌ترین احتیاج‌هادرمان دردها و خود از بی علاج‌ه...

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

عاشقانه های شبنم

افتاده در چشم تو صاف

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

یک سال دیگر گذشت…با تمام پستی‌ها، بلندی‌ها، اشک‌ها و لبخندها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط