{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لعنتی را دوست دارم

لعنتی را دوست دارم
مثل یک استکان چای کمر باریک است
نزدیکش که می شوم
عطرش مثل دارچین توی سرم می پیچد
توی چشم هایش زل میزنم
و دستش را می گیرم
عطر هل، هولم می کند!
و میبوسمش...میبوسمش
شیرین مثل نبات!
پس
الکی نیست که
خستگی هایم را دور می ریزی!
معجون دوست داشتنی ام......
دیدگاه ها (۸)

آغوش گرمِ لعنتیِ راه‌های دور! از غربتِ کجای جهان می‌خزی به ...

ای خوش آن روز که عطر نفسـت ، فاصله را صفر کند ......

اگر شهر مالِ من بود در هر خیابانش یک بغل فروشی تاسیس می کرد...

بمان در آغوشم بگذار بهشت از من جایی نرود ...

مثل خنده نوزادی که غرقِ خوابه،مثل شربت خنکِ آلبالو تو یه روز...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش دوم_کنار درختی می‌ایستم.ناگهان موجود کوچک سیاهی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش اول_بله، به تو احتیاج دارم. زیرا تو تنها ک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

این داستان یک **فیکشن** صرفاً برای سرگرمی است و بر اساس شخصی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط