لعنتی را دوست دارم
لعنتی را دوست دارم
مثل یک استکان چای کمر باریک است
نزدیکش که می شوم
عطرش مثل دارچین توی سرم می پیچد
توی چشم هایش زل میزنم
و دستش را می گیرم
عطر هل، هولم می کند!
و میبوسمش...میبوسمش
شیرین مثل نبات!
پس
الکی نیست که
خستگی هایم را دور می ریزی!
معجون دوست داشتنی ام......
مثل یک استکان چای کمر باریک است
نزدیکش که می شوم
عطرش مثل دارچین توی سرم می پیچد
توی چشم هایش زل میزنم
و دستش را می گیرم
عطر هل، هولم می کند!
و میبوسمش...میبوسمش
شیرین مثل نبات!
پس
الکی نیست که
خستگی هایم را دور می ریزی!
معجون دوست داشتنی ام......
- ۴۷۶
- ۱۱ شهریور ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط