{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز آمدم در میکده تا عهد و پیمان بشکنم

باز آمدم در میکده تا عهد و پیمان بشکنم
پیوند با ساغر خورم ، پیدا و پنهان بشکنم
امروز بی سامان منم ، گم گشته ی کنعان منم
باز آ تو ای سلطان من تا قلب شیطان بشکنم
بی نوبهار روی تو ، یک گل نمی روید به باغ
خرم کن اینک گلشنم تا فخر شاهان بشکنم
این سان یکی دل می برد ، آن سان یکی دل می خرد
لیکن چو یار من تویی این سان و آن سان بشکنم
ای شعشع تابان دل ، وی آتش پنهان دل
با پرتو روی تو من ، خورشید تابان بشکنم
هر دم در میخانه ای ، بر هم زنم پیمانه ای
ساقی اگر مستم کند من جام مستان بشکنم
در عشق چون افتاده ام بهر بلا آماده ام
رستم اگر عزمم کند ، من دست دستان بشکنم
صوفی برو در کوی خود کاینجا نه جای چون تو شد
چون رند تبریزی منم خواهم که ایمان بشکنم..............

رند تبریزی
دیدگاه ها (۱)

زن ها گاهی اوقات چیزی نمیگویند چون به نظرشان لازم نیست که چی...

دلم خواهد بدانسو پر بگیرم نگار خویش را در بر بگیرم بیندازم ز...

خدا بخیر کند چشم های جادو را شکار ببر مگر می بَرند آهو را ...

Art under the shadow of =زیر سایه ی هنرPart:31که یهو ا.ت:"صب...

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

پارت ۷۸ |«خوابی پنهان خسته نباشی؟...»آن روز...از صبح، شرکت غ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۸: «راز ...

📖 آکادمی آستریاپارت یازدهم | «دختری که زمان را متوقف می‌کرد»...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣعصر همان روز، تو صدا...

007-پنهان در مه - پارت ۸۵

صبح...ات طبق عادت همیشگی پایین آمد.اما این بار...کوک سر میز ...

بعضی موسیقی‌ها، فراتر از نت و آهنگ هستند؛ آن‌ها شبیه به یک ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط