{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر: عشقممم عشقممم من اومدم

دختر: عشقممم عشقممم من اومدم
پسر:کجا بودی؟؟
دختر: دوستم با عشقش قرار داشت رفته بودم پیشش تا تنها نباشه.
پسر:مگ من بهت نگفته بودم با دوستات نری قرار؟؟؟
دختر: اره ولی اون ول نمیکرد میگف باید بیای.
پسر:مگ نمی دونستی من ناراحت میشم اگ بری؟؟
دختر :خب چیکار کنم توام همش گیر میدی!!
پسر:به من چرا نگفتی؟؟
دختر :چون می ترسیدم نزاری برم بعدشم دوستم باهام قهر کنه.
پسر:دیروز یادت رف چقدر التماس می کردم؟؟
دختر :وااا چه االتماسی؟؟؟
پسر:بهت گفتم دلم برات تنگ شده می خوام ببینمت!!
دختر :ااای ووااایی رااست میگی اصلاا حواسم نبود.
پسر :صبح اومدم نشستم جلو درتون فقط دوس داشتم از دور هم شده فقط ی لحظه نگات کنم.

دختر :امرووززز؟؟

پسر:پسره خیلی خوشگل بود خیلی بهش حسودیم شد

دختر: کدوم پسره؟چی میگی؟؟

پسر:همونی ک اومد جلو درتون سوار ماشینش شدی.

دختر :دیوونه اون عشق دوستم بوداومده بود درمورد دوستم یه چیزی بپرسه!!
پسر:میدونم.

دختر: از کجا میدونی؟؟

پسر:دیروز وقتی دوستم عکستو بهم نشون داد گفت این عشقه جدیدمه باورم نشد ولی دیروز با چشمای خودم دیدمت

دختر: ...

پسر:حرف نزن گمشو
گمشوی پسر از ته دل نبود از شکستنش بود ...
دیدگاه ها (۷)

کپشن

اسیر مافیا پارت ⁷دیگه کنترلش از دست داد و تا خواستم سیلی برن...

Otagh baghli Part 59«ویو جونگکوک »جونگکوک : باشه تهیونگ گفتم...

این اولین سناریو ای هست که نوشتم امید وارم خوشتون بیاد عکس ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟔با کلا...

ددی مافیاپارت ۸________________________🌜🌕🌛__________________...

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎غرق خواب بودم که یکی زد به در و صدام ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط