fake taehuyng

fake taehuyng
part*34
ا/ت: دیوونه نشو بسه شوخی نکن
تهیونگ: شوخی نیس من هیچوقت دوست نداشتم و بهت احساسی ندارم خب بیشتر از این خودتو کوچیک نکن و برو
ا/ت: گمشو تمومش کن لعنتی به خودت بیا یعنی چییی هاا نکنه به خاطر این موضوع عقلتو از دست دادی من هیجا نمیرم
تهیونگ: موندن تو هیچی نمیکنه و فقط خودتو کوچیک میکنی از این لحظه به بعد منو تو جدا شدیم و من تورو نمیشناسم.. خب تمام تمامممم
نتونستم جلو خودمو بگیرم و اشکام ریخت تهیونگ داشت رسما بهم میگفت گمشو برو.. نمیخواستم جدیش بگیرم ولی دیگه...
با زور گریه

دید تهیونگ
از صندلی بلند شدم و پا شدم و اومدم داخل ، برگشتم و نگاهش کردم، با چشمای خوشگلش گریه میکرد و تهیونگ صدام میزد..
من مجبور شدم اون حرفای زشت رو بهش بزنم.. من یه قاتل بودم قاتل
من به یه عمر حبس محکوم شده بودم و تا ابد نمیتونستم از اینجا بیرون بیام و نمیتونستم قبول کنم منتظر من بمونه.. اون با منتظر من موندن آینده خودشو خراب میکرد.. من لیاقت اونو نداشتم، دختر خوش قلب و مهربون و زیبای من متاسفم من همیشه عاشقتم و همه این حرفا دروغ بود و فقط میخواستم تورو از خودم سرد کنم...متاسفم عشق دوست داشتنی من.. تا ابد من تو چشمای قشنگ تو زندانی ام خدانگهدار


۱۰سال بعد.....
دیدگاه ها (۴۹)

fake taehyungpart*3۵ خدمتکار: ببخشید خانم هیونا رو ندیدیدا/...

fake taehyungpart*36 وقتی چهره شو دیدم یه لحظه خشکم زد هیچ ت...

fake taehyung part*3۳روز دادگاه شد و من و تهیونگ تو سالن داد...

fake taehyung part*3۲فردا رفتیم خونه خدمتکار میز غذا آماده ک...

love Between the Tides²⁰چند روز بعدا/ت با خودم فکر میکردم که...

love Between the Tides³⁴شب برگشتم خونه ا/ت: تهیونگ تهیونگ: ت...

love Between the Tides²⁹م: تو خونه ی ما براش نامه نوشته بودی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط