روزی میرسه که...
روزی میرسه که...
عشقم خسته و کوفته از سرکار میاد خونه
بهش خسته نباشید میگم
اونم بوسم میکنه میره دوش بگیره
تا میره حموم داد بزنم اقااااااااامون؟!؟
از پشت در بگه جووووووون دلم؟!
بهش بگم بدوو بدووو درو باز کن
درو باز کنه بگه چی شده خانومم؟!
با ذوق بهش بگم میزاری خط ته ریشتو من بزنم؟!
اقامونم لباسشو در بیاره بگه لازم نکرده
تو برو غذاتو درست کن جاسویچی!!!!
منم قیافمو اینجوری کنم (╯︵╰,)
با غرغر بیام بیرون اونم از پشت بغلم کنه
بگه چه نازنازی تشریف دارن بعضیا
منم با ذوق برم سمتش تا خط ریششو بزنم
سرشو خم کنه تا قدم بهش برسه
بعد یهو چشمم به بازوهای لختش بیوفته
مظلوم نگاش کنم بگم همممم اقااا؟!؟
اونم بازوشو بیاره جلو بگه بیا گازش بگیر لوسکم
منکه یه خانوم کوچولو بیشتر ندارم
عشقم خسته و کوفته از سرکار میاد خونه
بهش خسته نباشید میگم
اونم بوسم میکنه میره دوش بگیره
تا میره حموم داد بزنم اقااااااااامون؟!؟
از پشت در بگه جووووووون دلم؟!
بهش بگم بدوو بدووو درو باز کن
درو باز کنه بگه چی شده خانومم؟!
با ذوق بهش بگم میزاری خط ته ریشتو من بزنم؟!
اقامونم لباسشو در بیاره بگه لازم نکرده
تو برو غذاتو درست کن جاسویچی!!!!
منم قیافمو اینجوری کنم (╯︵╰,)
با غرغر بیام بیرون اونم از پشت بغلم کنه
بگه چه نازنازی تشریف دارن بعضیا
منم با ذوق برم سمتش تا خط ریششو بزنم
سرشو خم کنه تا قدم بهش برسه
بعد یهو چشمم به بازوهای لختش بیوفته
مظلوم نگاش کنم بگم همممم اقااا؟!؟
اونم بازوشو بیاره جلو بگه بیا گازش بگیر لوسکم
منکه یه خانوم کوچولو بیشتر ندارم
- ۱۰.۱k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط